مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
بعد از ابعاد طبیعت در مقابل سه بعد دیگر اعلام میکند [١]. به عقیده اینجانب پیدایش این نظر تا حد زیادی نتیجه تشکیک معروف فخر الدین رازی در باب خروج شئ از قوه به فعل است. این تشکیک سالها افکار فلاسفه را به خود مشغول کرد تا آنکه میر داماد اولین بار حرکت توسطیه را اعتباری و حرکت قطعیه را حقیقی اعلام کرد و اظهار داشت زمان یک امتداد واقعی است نه موهومی (مثال مورچه و ریسمان در اسفار، ج ٣/ ص ١٠١). صدر المتألّهین که از طرفی این فکر را از میر داماد گرفته بود و از طرف دیگر به اثبات حرکت جوهریه توفیق یافته بود نتیجه گرفت که زمان خود بعدی از ابعاد طبیعت است.
تشکیکات فخر الدین رازی که از روح کلامی و خاصیت جنگ و ستیز کلام و فلسفه سرچشمه میگیرد فوقالعاده به فلسفه اسلامی خدمت کرده است ولی از همین نظر که گفتم.
غزالی نیز به نوبه خود از همین راه به فلسفه اسلامی خدمت کرد. غزالی و فخر رازی از آن نظر که رسما در مقابل فلسفه و فلاسفه قد علم کردند و اظهار داشتند از این اسمهای پر طنطنه سقراط و افلاطون و ارسطاطالیس نباید ترسید، به حرّیت فکری در جهان اسلامی خیلی خدمت کردند، با این تفاوت که ارزش غزالی از همین حد تجاوز نمیکند اما فخر رازی توانست فلاسفه را در بنبستهایی قرار دهد و تشکیکهای خود را در فلسفه منعکس کند و فلاسفه را به چارهجویی وادارد.
تشکیکات غزالی و همچنین جوابهایی که ابن رشد به وی داد هیچکدام در فلسفه اسلامی مورد توجه واقع نشد. در تمام بیست مسألهای که غزالی در تهافت الفلاسفه به جنگ فلاسفه آمده است نکته قابل توجهی وجود ندارد؛ شاید تنها بیان قابل توجه غزالی همان مقایسه تناهی زمان و مکان است، دیگر مطلبی که برای یک فیلسوف ارزش داشته باشد فکر خود را به آن مشغول کند وجود ندارد.
غزالی و هم ابن رشد شهرت خود را به عنوان فیلسوفان بزرگ اسلام مدیون مغرب زمیناند که کتب آنها در قرنهای ١٢ و ١٣ میلادی [به زبان لاتین] ترجمه شد، و الّا از نظر دنیای اسلام بسیار اشتباه است که غزالی را فیلسوف و ابن رشد را یک فیلسوف بزرگ بدانیم.
[١]. اسفار، ج ١.