مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - بررسی
در اینجا غلط نسخه است و کلمه «المعنی الرابع» به جای کلمه «المعنی الخامس» آمده است، ولی نظر به اینکه در کلمات بوعلی و بلکه در عصر بوعلی و عصرهای ما قبل و ما بعد تا عصر سهروردی نامی از پنجمین معنی از معانی امکان در بین نبوده است، نمیتوان گفت غلط نسخه است.
چگونه نفس پس از مفارقت از بدن از قوه خیال بینیاز میگردد؟ سؤال سوم: «حکما تعقل را نوعی اتصال با عقل فعال تلقی میکنند، و هم مدعیند که نفس بعد از مفارقت از بدن که بدن و همه قوای وابسته به بدن را- و از آن جمله قوای حسیه و خیالیه را- رها میکند و به عقل فعال اتصال مییابد، به بهجت و سعادت عقلیه نائل میگردد. چگونه است که نفس در این جهان بدون استمداد و استعانت از قوه خیال (قوه حافظه صور محسوسه) قادر به تعقل و در نتیجه قادر به اتصال به عقل فعال نیست اما پس از مردن که قوه خیال را به کلی از دست میدهد میتواند بدون استمداد از قوه خیال تعقل کند و با عقل فعال اتصال پیدا کند؟
جواب: چنین نیست که نفس مادامی که در بدن است همیشه در تعقل و اتصال نیازمند به قوه خیال است، در ابتدا نیازمند است و تدریجا از استمداد از قوه خیال بینیاز میگردد.
گاهی نفس در تعقلات خویش از قوه خیال کمک میگیرد نه بدان جهت که بدون آن قادر به تعقل نیست، بلکه به دو علت دیگر: یکی اینکه همینکه آن را به کار گرفت و او را به صور محسوسهای که نزد خود دارد مشغول ساخت لااقل از مزاحمتش خلاص میشود؛ دیگر اینکه در مواردی، مانند آنجا که یک ریاضیدان درباره اشکال هندسی تعقل میکند، قوه خیال با مجسم ساختن شکلها کار عقل را آسان و آن را تقویت مینماید.
همچنانکه گاهی عقل در محسوسات، خود را از حس بینیاز میسازد مانعی نیست که خویشتن را از قوه خیال نیز بینیاز سازد. افراد ورزیده در قیاس و استدلال و در بیان حدّ و رسم، تنها با مفاهیم کلّیه سر و کار دارند و بس. افرادی که دارای نیروی حدس قوی میباشند، مستقیماً و دفعتاً حد وسط در عقلشان نقش میبندد و بلافاصله بدون دخالت قوه خیال به نتیجه میرسند.
پس هر اتصال به عقل فعال نیازمند به استمداد از خیال نیست تا گفته شود چگونه است که در حال حیات این نیازمندی هست و بعد از ممات نیست؟ بعلاوه همه نفوس