مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٥ - مفهوم « دیالکتیک »
بعد در صفحه ٢٦ میگوید: «و همه چیز از مبارزه به وجود میآید ...».
اینجا به سه مطلب برخورد کردیم که هر سه مطلب توجیه صحیح دارد:
یکی اینکه هراکلیت فیلسوف تحول است یعنی همه چیز را در حال تغییر میبیند. خوب، تحول همه چیز در طبیعت که در آن بحث نیست.
مطلب دیگر اینکه: هراکلیت را فیلسوف تناقض هم میگویند، به اعتبار اینکه هرچه که در تغییر است هم هست و هم نیست. گفتیم به یک اعتبار این حرف درست است، و به تعبیر فلاسفه ما در حرکت اشتباک وجود و عدم است. ولی گفتیم این اختلاط هستی و نیستی با تناقضی که منطق آن را محال میداند یکی نیست. شئ در حال حرکت، هر جزئش در مرتبه قبل و مرتبه بعد نیست ولی چون شئ واحد است میگوییم هستی و نیستیاش با هم مخلوط شده است، که در مقاله «اصل تضاد در فلسفه اسلامی» توضیح داده شده است. پس اینکه دیالکتیک قائل به تحول و تغییر است، حرف درستی است، و همچنین اینکه هستی و نیستی به نوعی با هم مشتبک هستند باز درست است.
مطلب سوم که پایه حرف هگل است و در کلمات هراکلیت بوده این است که: هر چیزی حاصل جمع اضداد است (که اصلا از باب تناقض بیرون میرود و مطلب دیگری پیش میآید) یعنی هر چیزی را که ما در نظر بگیریم محصول هماهنگی اشیاء متضاد است، درست به همان اصطلاحی که ما در «ضد» داریم؛ و این حرف از باب تناقض ما فاصله زیادی میگیرد و هیچ ربطی به مسأله امتناع اجتماع نقیضین ندارد. مثلًا به قول فولکیه یک آهنگ زیبا حاصل جمع مجموع آهنگهای متضاد است.
اینکه اشیاء (اشیاء وجودی) با هم تضاد دارند و از تضاد اینهاست که یک واحد کاملتر به وجود میآید، مسأله دیگری است و ربطی به باب تناقض و جمع ضدین ندارد و حرف درستی هم هست.
دو اثر دارد. بله، اگر بگوییم «آتش گرم است و آتش سرد است» این میشود اجتماع ضدین، اما اینکه آتش دو اثر مختلف داشته باشد، اولًا و بالذات محال نیست که یک شئ دو اثر داشته باشد که اثرها متضاد باشند، البته نه اینکه در شئ واحد و در آن واحد دو اثر متضاد داشته باشد.
- خوب، اگر دو مورد باشد، «میسوزاند» و «نمیسوزاند» هم با هم متضاد نیستند.
جواب: «میسوزاند» و «نمیسوزاند» به طور مطلق که گفته شود متضاد است، اما «سرد میکند» و «میسوزاند» به طور مطلق هم اگر گفته شود ظهور در دو مورد دارد، لذا با هم متضاد نیستند.