مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٧ - آورده خاص مارکس
یک پیشگام : موئیزهس و از خود بیگانگی بشر [١]
مؤلف کوشش کرده که یک حلقه واسطی بین فوئرباخ و مارکس پیدا کند، که آیا این تفاوتی که میان فوئرباخ و مارکس هست، تمام این فاصله را خود مارکس طی کرده یا نه، قبل از مارکس کس دیگری بوده و مارکس از او استفاده کرده است؟ میگوید: مقداری از این کار را یکی دیگر از هم شاگردیهای مارکس به نام «موئیزهس» که از پیروان چپگرای هگل بود انجام داد. کار او در این حد بود که آمد گفت پول مایه از خود بیگانگی بشر است، پس دین در درجه دوم قرار گرفت، یعنی اساس پول است و نیز برای پول است که دین به وجود آمده است، استثمارگرها به خاطر استفاده خودشان دین را به وجود آوردهاند. پس نظام اجتماعی قائم بر مالکیت اختصاصی یعنی قائم بر حکومت پول است که سبب از خود بیگانگی میشود که در اینجا مسئله مالکیت مطرح میشود.
آورده خاص مارکس
در این فصل میخواهیم ببینیم نظریاتی که خود مارکس در این زمینه آورده است و مخصوص خود اوست چیست. آندره پییتر در این باره چنین میگوید:
«مارکس ضمن دستاندازی بر مفهوم «از خود بیگانگی» به گسترش و تشریح آن پرداخت. ابتدا این مفهوم را گسترش داد. فوئرباخ میگفت انسان خدا را آفریده است. مارکس میگوید همچنین انسان «دولت»، «میهن»، «مالکیت»، «سرمایه»، ... را آفریده است و انسان همواره نسبت به این بتها از خود بیگانه میشود و خود را فدای آنها میسازد: شهروند نسبت به دولت، سرباز به پرچم، کارگر به سرمایه ... پس باید به از خود بیگانگی دینی، از خود بیگانگی سیاسی و از خود بیگانگی اقتصادی و اجتماعی را اضافه کرد.
در مورد توضیح این حالتهای از خود بیگانگی گوناگون که چرا بشریت چنین بتهایی برای خود میسازد و چه کسی آنها را میآفریند، مارکس پاسخ میدهد که کافی
[١]. مارکس و مارکسیسم، ص ٣٠.