مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٣ - ٣ خودآگاهی
خودش پی ببرد و بفهمد که اشتباه کرده است، ولی آینه خطایاب و خطاسنج نیست. آینه خطا میکند بدون آنکه بتواند خطای خود را بیابد. و بالاتر، ذهن انسان نه تنها خطای خودش را کشف میکند بلکه خطای خود را اصلاح نیز میکند. کشف کردن غیر از اصلاح کردن است. ذهن، هم میفهمد که اینجا اشتباه کرده است و هم میفهمد که راه اصلاح این اشتباه چیست. ذهن وقتی چوبی را که در آب فرو رفته شکسته میبیند میداند که غلط میبیند، بعد علت این را که چرا غلط میبیند کشف میکند و راه اصلاح این غلط را هم نشان میدهد، که مسأله «منطق» است.
انسان خطا میکند و به خطای خودش پی میبرد. در منطق، معیارهایی وجود دارد که انسان با آن معیارها میتواند خطاهای ذهن خودش را اصلاح کند. حال این بحث پیش میآید که آیا آن معیارها هم خطا میکند و یا خطا نمیکند؟ اگر آن معیارها هم قابل خطا باشند پس برای آن معیارها نیز باید معیارهایی بیاوریم، و باز نقل کلام به آن معیارها میکنیم [که به تسلسل میانجامد] و معیاری باقی نمیماند؛ و اگر معیار ما خطاناپذیر است این چگونه معیاری است؟ ذهنی است یا عینی؟ اینجاست که راه دو مکتب جدا میشود؛ یک عده میگویند ما معیار ذهنی که معیار [اصلاح] خطا باشد داریم؛ دیگران میگویند خیر، «عمل» که عینیت است معیار اصلاح خطاهای ذهنی است، که این، مسأله «معیار شناخت» است و جداگانه بحث میکنیم. این، دو تفاوت ذهن و آینه.
٣. خودآگاهی
تفاوت سوم باز از دوم مهمتر است و آن اینکه آینه آنچه را که در مقابلش قرار میگیرد منعکس میکند ولی خودش در خودش منعکس نمیشود، ولی ذهن، هم آنچه را که در برابرش واقع است ادراک میکند و هم خودش را، یعنی خودیاب است. به تعبیری که فلاسفه امروز اروپا آوردهاند و در سالهای اخیر ترجمه شده است ذهن انسان «خودآگاه» است نه فقط «غیرآگاه»؛ همان طور که آگاه از دنیای بیرون است، آگاه از خود هم هست. به تعبیر ابتدائی غلط، همان طور که جهان را در خودش منعکس میکند خودش هم در خودش منعکس میشود، خودش را هم نشان میدهد؛ و این یکی از ظریفترین مسائل فلسفی است و در این زمینه فلاسفه به یک تعمّق بسیار