مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤ - بررسی
یا هرگز به چنین مرحلهای نخواهیم رسید؛ خاصیت ذاتی جسم انقسام پذیری است؛ اگر کوچکترین اجسام عالم را با وسیلهای به دو جزء تجزیه کنیم و باز هر یک از دو جزء را به دو جزء کوچکتر تقسیم کنیم و فرض کنیم که در هر ثانیه صد هزار بار این عمل تکرار شود و از حالا تا میلیاردها سال دیگر این عمل ادامه یابد بازهم ذراتی که به دست میآید و از نهایت کوچکی برای ما قابل تصور نیست قابل انقسام به دو جزء کوچکترند؛ به عبارت دیگر دنیای بینهایت کوچکها در حد خاصی متوقف نمیشود.
حکمای اسلامی عموما معتقدند که قابلیت انقسام جسم در حدی متوقف نمیشود، هر چه تقسیم صورت گیرد باز جسم در ذات خود قابلیت انقسام دارد، اما اینکه امکانات بشر در یک حد معین متوقف گردد ربطی به قابلیت جسم برای انقسام ندارد. تنها کسی که معتقد است قابلیت جسم در یک حد معین متوقف میشود، محمد شهرستانی صاحب کتاب الملل و النحل است.
البته حکما اینجا یک توضیح اساسی میدهند که نقطه حساس مسأله است و ایراد ابوریحان بر ارسطو مربوط به همین نقطه است و آن اینکه این مطلب را با یک مطلب دیگر نباید اشتباه کرد؛ نباید پنداشت که چون قابلیت جسم برای تقسیمهای متوالی در یک عدد معین متوقف نمیشود- و لو آن عدد را رقمی فرض کنیم که صفرهای طرف راست آن از زمین تا کهکشان ادامه یابد- پس جسم قابل این است که تبدیل شود به ذرات غیرمتناهی. خیر، چنین نیست؛ لازمه قابلیتهای متوالی لا یقفی این نیست که ممکن باشد جسم تبدیل گردد به ذرات غیرمتناهی، زیرا این تقسیمهای متوالی تا ابد هم که ادامه یابد باز همیشه ذرات جسم متناهی است. این لا یتناهی لا یتناهای لا یقفی است، نظیر لا یتناهی بودن خود اعداد که هر عددی را فرض کنیم، آخرین عدد نخواهد بود، عددی و بلکه اعدادی دیگر بیشتر از آن عدد مفروض قابل فرض است و در عین حال هرگز به عددی نخواهیم رسید که غیرمتناهی باشد.
از همین جا پاسخ ابوریحان روشن میشود. اگر عقیده حکما این میبود که جسم، بالفعل دارای لایتناهی اجزاء است و یا اگر لااقل معتقد بودند که جسم، بالقوه دارای لایتناهی اجزاء است یعنی ممکن است که تبدیل شود به لایتناهی اجزاء، ایراد ابوریحان قابل توجه بود؛ اما برخلاف تصور ابوریحان لازمه عقیده حکما مبنی بر اینکه هر جسم قابل انقسامات متوالی و پیدرپی غیرمتناهی است این نیست که