مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - بررسی
فرضاً این مطلب در مورد نفس و بدن صحیح باشد، به این معنی است که بدن حامل استعداد موجودی مجرد است که در کنار او و با او قرار گیرد، اما عقل بالقوه و عقل بالفعل که به اعتراف خود ارسطوئیین مراتب یک نیرو میباشند به یکدیگر تبدیل میشوند، یعنی عقل بالقوه تبدیل به عقل بالفعل میشود، چگونه ممکن است یک مادی تبدیل به یک امر مجرد گردد؟
تازه ارسطوئیین در مورد نفس و بدن هم نتوانستهاند توضیح کافی بدهند که چگونه یک ماده (بدن) و یک مجرد (نفس) مقارن یکدیگر حادث میشوند و معیت ذاتی پیدا میکنند. ارسطوئیین همین قدر میگویند همین که بدن در مرحله جنینی کمال یافت و استعداد اینکه دارای نفس بشود در او پیدا شد، در یک لحظه و یک آن، نفس هم حادث میگردد و با یکدیگر معیت ذاتی پیدا میکنند.
حقیقت این است که پاسخ صحیح این سؤال را جز در فلسفه صدرایی نمیتوان یافت. صدرا با اثبات حرکت جوهریه از یک طرف و اثبات اصل اتحاد عاقل و معقول به سبک خاص خودش از طرف دیگر، این مشکل را حل کرد.
در فلسفه صدرایی، نفس از بدن حادث میشود و به اصطلاح «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است. ماده در تحولات جوهری خود تدریجا و اتصالا رو به کمال میرود تا به سر حد تجرد میرسد. میان مادی و مجرد دیواری نکشیدهاند و مرزی قرار ندادهاند، این جریان از نقص به کمال یک جریان پیوسته است نه گسسته، از نوع قطع و وصل و خلع و لبس نیست، از نوع اشتداد و استکمال مداوم و تلبس مداوم است.
به عقیده صدرا این حقیقتی که امروز روح است، فکر است، اندیشه است، عقل و معقول است؛ روزی نان بود، روزهای دیگر خون بود، نطفه بود، علقه بود، مضغه بود. صدرا سخن خود را به آیه کریمه قرآن مؤید میکند که پس از آنکه تطورات جنین را در رحم از نطفه بودن تا به حد کمال جسمانی شرح میدهد، میگوید: «سپس «او» را چیز دیگر قرار دادیم» [١].
اینکه قرآن میگوید: «او» را چیز دیگر قرار دادیم، دگرگونی «ماده» به «معنی» را بیان میکند.
در مورد عقل بالقوه و عقل بالفعل هم مشکلی نیست، زیرا پس از آنکه ثابت شد
[١]. مؤمنون/ ١٤.