مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٥ - ٣ جاودانگی اصول اخلاقی
٣. جاودانگی اصول اخلاقی
یکی از بحثهای مهم که از بحث جاودانگی حقیقت مهمتر است بحث جاودانگی اخلاق و اصول اخلاقی است. از حرفهای بسیار رایج و مسلّم امروز مسأله نسبی بودن اخلاق است [١]، به این معنی که اخلاق یک مسأله نسبی است و ما هیچ اخلاق دائم و جاودانهای نداریم، یک چیز ممکن است در یک زمان اخلاق باشد و در زمان دیگر ضد اخلاق، پس اخلاق به شرایط و اوضاع و احوال خاص بستگی دارد و معنی ندارد که یک دستور اخلاقی که در چند هزار سال پیش داده شده است مطلق باشد و لازم باشد که مردم در همه زمانها به آن عمل کنند. البته در این مسأله همهشان متفقند، منتها مارکسیستها به یک شکل آن را مطرح میکنند و دیگران به شکل دیگر. به عقیده مارکسیستها بنابر فلسفه «بودن» اخلاق جاودان است و یک اصل اخلاقی برای همیشه صحیح است ولی بنابر فلسفه «شدن» اخلاق ارزش موقت و نسبی دارد، در یک زمان محدود معتبر است و در زمان دیگر غیر معتبر.
[١]. به طور کلی کلیت و اطلاق و دوام با ذوق امروزیها خوشایند نیست. آنها با کلیت و اطلاق و دوام مخالفند و بلکه [بطلان] اینها در نزد آنها به صورت یک سلسله اصول موضوعه درآمده است، مثلًا برای باطل بودن یک سخن یا نظریه کافی است که بگویند فلان حرف تو بوی اطلاق میدهد و تو مطلقگرا هستی یا تو کلیگرا هستی (و همچنین در مورد دوام و ثبات).