مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧٤ - نظریه سوم نظریه خلاقیت تضادها
سازگاریها و توافقها تشکیل میدهد و تضادها و ناسازگاریها امور اقلّی و طفیلی است که لازمه این نظام هم هست.
این نظریه متضمن دو مطلب است: یکی اینکه چارهای نیست از وجود این تضادها؛ اگر این تضادها نباشد خود متضادها نباید باشند و نبود متضادها مساوی با نبودن عالم است، تضادها لازم لاینفک نظام عالم و شرور لازم لاینفک خیرات است. دیگر اینکه تضادها یک نقش اساسی در نظام عالم ندارند، یک سلسله امور طفیلی و اقلّی هستند که لازم لاینفک نظام عالم میباشند. این نظریه هم مثل نظریه اول قبول میکند که نقش تضادها نقش نبایستنی است، ولی چون پای مصلحت اهم در میان است، امر دائر است بین اینکه این شرور اقلّی نباشند و همه توافقها و سازگاریها هم نباشند و اینکه این شرور اقلّی در کنار سازگاریها و توافقها باشند. قهراً شقّ دوم را باید پذیرفت. پس در اینکه نقش [شرور] منفی است هر دو متوافقند، فرقشان در این است که نظریه قبلی قبول نداشت که شرور لازم لاینفک هستند و نیز اقلّی بودن آنها را قبول نداشت بلکه میگفت شرور در بافت عالم داخل است.
نظریه سوم : نظریه خلاقیت تضادها
نظریه سوم این است که تضادها در ارکان عالم دخالت دارد و برخلاف دو نظر قبل نقش تضادها را منفی نمیداند و میگوید: اگر یک روزی آرزوهای خیام مآبانه تحقق یابد و تضادها و ناسازگاریها از میان برود، آن روز است که عالم تنوع و زیبایی و احیاناً حرکت خویش را از دست خواهد داد. تنوع و زیبایی، بستگی به تضادها دارد زیرا اگر تضاد و اختلاف نباشد همه عالم میشود یک سلسله امور متشابه که نمیتوانند روی یکدیگر اثر بگذارند. تا اختلاف و تضاد نباشد و روی یکدیگر اثر نگذارند اشیاء به همان حالت اولشان باقی میمانند. مثلًا اگر عالم را خداوند از صد یا دویست عنصر خلق کرده باشد و با هم اختلاف نداشته باشند، از ازل تا به ابد این عناصر به یک حالت در کنار یکدیگر باقی خواهند ماند و التقاء ساکنین میشود. پس باید این ناسازگاریها و اختلافها باشد تا منتهی به سازگاری در سطح عالیتر بشود.
از همین جا میتوانیم پی ببریم که تضاد چگونه باعث حرکت میشود و نقش