مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٤ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
دنیا هست. از همین «توینبی» معروف نقل میکنند که اول آمد و تمدنها را به سی و سه تمدن تقسیم کرد که یکی از آنها تمدن اسلامی بود. بعد مهمترین آنها را در ده تمدن آورد که باز هم اسلام یکی از آنها بود. در نهایت امر از آنها سه تا پنج تمدن را انتخاب کرده که یکی از آنها تمدن اسلامی است.
ملاک اینکه ما یک تمدن را التقاطی بدانیم- یعنی ماهیت جداگانه برایش قائل نباشیم- یا اصیل بدانیم چیست؟ هیچ تمدنی نیست که از تمدنهای دیگر استفاده نکرده باشد ولی استفاده کردنها دو جور است. یک تمدن که استفاده میکند مثل بعضی از طلبههاست که همه معلوماتش محفوظاتی است که از این و آن گرفته است، ولی یک تمدن دیگر خودش مثل یک موجود زندهای است که از مواد موجود تغذیه میکند، ممکن است از هزار ماده تغذیه کند ولی بالاخره خودش حیات مستقل دارد و از مواد بیرونی به عنوان ماده غذایی استفاده میکند نه اینکه مجموع آنها را کنار هم گذاشته و اسمش شده تمدن؛ و این اختلاف در کیفیت استفاده، بستگی دارد به روح تمدنها. اگر روح تمدنی با تمدنهای دیگر تفاوت داشته باشد ماهیت جداگانهای دارد و اگر نه، نه. در مورد روح تمدنها گفتهاند مثلًا تمدن یونانی یک تمدن عقلی است یعنی بیشتر به فلسفه بستگی دارد، به هر قسمتش نگاه کنید بالاخره به فلسفه ختم میشود. تمدن اسلامی را تمدن مذهبی و معنوی میدانند. تمدن روم را تمدن هنری، و همچنین.
خلاصه اینکه یکی از عواملی که اگر نبود جامعه ایستا میشد یعنی حرکتش خیلی کند بود، استفاده از فرهنگی دیگر است. پس اگر یک ملتی در شرایط اقلیمیای قرار بگیرد که رابطهاش با جاهای دیگر بریده باشد خواه ناخواه آن جامعه ایستا میشود.
البته استفاده تمدنها از یکدیگر به یک نحو و با یک سرعت معین نیست، بعضیها خیلی سریعتر و به طور دقیقتر از تمدنهای دیگر میگیرند و بعضی کندتر و به طور ناقص و نارسا، و این به آمادگی جامعهها مربوط میشود. در اخذ تمدن هزاران آمادگی لازم است. در بعضی تمدنها این آمادگی زیاد است و در بعضی دیگر کمتر، مثل مقایسهای که بین ایران و ژاپن میکنند، میگویند ایران و ژاپن همزمان قدم به مرحله اقتباس تمدن اروپایی گذاشتند ولی ژاپنیها خیلی سریع اقتباس کردند و ایرانیها نه.
پس یک علت ایستایی ممکن است (به قول اینها) تراوش فرهنگی نداشتن و به