مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - دلیل اولی که حاجی در منظومه ذکر می کند این است که
ادلّه توحید
حاجی در منظومه ادلّهای برای توحید ذکر میکند که باید در اطراف آنها بحث و گفتگو کنیم و ضمنا ببینیم مجموعا چند دلیل اقامه شده و یا میشود و کدامیک از این ادلّه صحیح است و کدامیک مخدوش و محکمترین و مطمئنترین آن ادلّه کدام است؟
دلیل اولی که حاجی در منظومه ذکر می کند این است که :
«صرف الوجود» یا اقتضای وحدت دارد و یا اقتضای کثرت و یا لا اقتضای از وحدت و کثرت است. اگر اقتضای وحدت دارد فهو المطلوب و اگر اقتضای کثرت دارد لازم میآید همواره اباء از وحدت داشته باشد پس لازم میآید که کثیر هم نباشد زیرا اگر واحد نباشد کثیر هم نیست، و هم نمیشود نسبت به وحدت و کثرت لا اقتضاء باشد زیرا لازم میآید در وحدت و کثرت خود معلّل باشد. این است دلیل حاجی که سابقه دارد و در اسفار هم نقل کرده و آن را مردود شناخته است.
ما باید اولًا در این باره فکر کنیم که مقصود از «صرف الوجود» چیست؟ آیا صرفاً اصطلاحی است و مقصود ذات واجب الوجود است اعم از آنکه او را یک ماهیت ذی وجود بدانیم و یا مقصود معنای دقیق آن است یعنی حقیقت وجود که حدی و نقصانی ندارد؛ و در صورت اول بنا را بر اصالت وجود بگذاریم یا بر اصالت ماهیت؛ و مطابق هر یک از این مبانی سهگانه معنای اقتضای وحدت یا کثرت فرق میکند. بنابر