مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - اشکالات وارد بر « منطق عمل »
نمیکنیم! اگر در لابراتوار چیزی را پیدا کنیم و بگوییم این خداست، همان وقت است که دیگر خدا، خدا نیست، چون اگر چیزی در لابراتوار باشد مخلوق محدودی مثل همه مخلوقات دیگر است [١].
عدهای که با انصافتر بودند گفتند وقتی که تنها معیار شناخت عمل است و شناختهایی داریم که در عمل نمیتوانیم بفهمیم درست است یا نادرست (چون قابل آزمایش نیست) پس در اینجا میگوییم: «نمیدانیم». این بود که این فکر در اروپا پیدا شد که علم بشر در مسائل معنوی و مذهبی پاسخی ندارد، میگوید: «نمیدانم». علم امروز میگوید معیار شناخت حقیقی و شناخت غلط، هر دو، عمل است؛ یعنی اگر در عمل مطابق درآمد درست است و اگر مخالف درآمد غلط است؛ پس در مورد آن نوع فرضیهای که در عمل نمیشود آن را پیاده کرد و نمیتوان فهمید که اینطور هست یا نیست- یعنی عمل نمیتواند معیار آن باشد- میگوییم: «نمیدانم».
عدهای دیگر پا را از این هم فراتر گذاشتند، گفتند: هرچه که در عمل بتوان آن را محک زد، با محک عمل بتوان آن را تعیین کرد، حقیقی است و هرچه که با محک عمل تعیین نشود- و لو عمل آن را نفی هم نکند- دروغ است. مادّیین حرفشان این است که همین قدر که عمل [اندیشهای را] تأیید نکرد میگوییم دروغ است؛ و تأیید نکردن عمل گاهی به این صورت است که عمل، خلافش را تأیید میکند و گاهی به این شکل است که نه تأیید میکند و نه انکار.
اشکالات وارد بر « منطق عمل »
طرفداران منطق تعقلی (قیاسی یا ارسطویی) دلایلی بر رد نظریه این افراد داشتند که خوشبختانه امروز بعضی از همان دلایل و افکار- و از یک نظر میشود گفت با بیانی رساتر- دوباره مطرح شده است، البته نه به حمایت از منطق ارسطویی بلکه به
[١]. [شخصی] گفته است: من روح را آن وقت قبول میکنم که در زیر چاقوی جراحی خودم پیدا کنم، یعنی اگر بعد از دو ساعت از مرگ کسی، روح او را در سالن تشریح پیدا کردم آن وقت وجود روح را قبول میکنم. [باید به او گفت:] اولًا او چند ساعت است که مرده و دیگر روحی ندارد، و ثانیاً اگر تو چیزی هم در زیر چاقو پیدا کنی آن دیگر روح نیست، جسم است.