مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩ - ١ مکانیسم اندیشه
انعکاس مستقیم [خارج در] ذهن باشد». یک هیجانی در همه ایجاد میکند چون پای انکار در کارش بود و میگفت همه فلسفهها را به دور ریختم؛ و بعد که فکرش را میکنند میبینند با این حرف پایه و اساس تمام علوم و معرفتها متزلزل شده است و اگر ما این سخن را بپذیریم دیگر علم و معرفتی باقی نمیماند. کانت میآید فلسفهای برقرار میکند (به قول اینها آنتیتز فلسفه هیوم) و چنان فاصلهای میان ذهن و خارج قائل میشود (به اعتبار همان صوری که آنها را ذاتا ذهنی میداند) که باز به شکل دیگری معرفت بیپایه میشود؛ یعنی تطابق معرفت با خارج، دیگر هیچ اساسی ندارد؛ در صورتی که منطق واقعی وسط همان منطق معقولات ثانیه است [١].
به هر حال نظریه مارکسیستها که به نوعی بازگشت به نظریه هگل است و قائل است که دیالکتیک نبرد نیروهای فکری به موازات نبرد واقعیات است، درست نیست.
[ بخش دوم ] مکانیزم جدل
١. مکانیسم اندیشه
در این بخش دوم دو عنوان ذکر کند: یکی مکانیسم اندیشه، و دیگری مکانیسم عمل؛ و در واقع ایندو از قبیل حکمت نظری و حکمت عملی ماست. مقدمهای برای توضیح مطلب ذکر میکند و میگوید: «برای اینکه به این سؤال پاسخ بدهیم که مکانیزم اندیشه در این جدل مارکسی- که همان دیالکتیک است که از هگل گرفته شده است- چیست، باید دو اندیشه هگل را به عقد یکدیگر در بیاوریم». در واقع میخواهد
[١]. بحث «معقولات ثانیه» مخصوصاً «معقولات ثانیه فلسفی» خیلی پرارزش است (معقولات ثانیه منطقی را قدما از قبیل ارسطو هم میشناختند، معقولات ثانیه فلسفی است که از مختصات فلسفه اسلامی است) و آن این است: اینها یک سلسله از معانی هستند که هم در خارج وجود دارند و هم وجود ندارند، هم مطابق آنها در خارج هست و هم نیست؛ یعنی مطابقشان در خارج به نحو معقولات اولیه- که در خارج مصداق بالذات دارند- نیست، مطابقشان در خارج هست به اعتبار اینکه اینها موجودند به وجود شئ دیگر، به معنای اینکه ذهن آنها را از چیزی انتزاع کرده است، از ذات و ماهیت چیزی، و منشأ انتزاعش در خارج وجود دارد. حکما همین حرف را با تعبیر «ظرف عروض، ذهن است و ظرف اتصاف، خارج» بیان کردهاند. اینکه حالت بین بین به آن دادهاند (ظرف عروض و ظرف اتصاف) در حقیقت بین بین نیست بلکه [ناشی] از یک خصلت ذهنی و یک خصلت خارجی است، و همین است که هر دو وجه را درست میکند. دیگر، عناصری که در ذهن هست و استدلال را میسازد عناصر صد در صد ذهنی که با خارج بیگانه باشد نیست (طبق حرف کانت) و لهذا فکر و معرفت ارزش دارد.