مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - اصالت روح
و کمالی است علیحده و فعلیتی است علاوه که در ماده پیدا میشود و آثار و فعالیتهایی متنوع و علاوه از خود بروز میدهد.
قبلًا گفتیم که از طرف دانشمندان اروپایی، در موضوعات زیست شناسی تحقیقات شگرفی به عمل آمد که زمینه را برای تحقیقات فلسفی در موضوع روح و بدن کاملًا فراهم ساخت هر چند هدف خود آن دانشمندان این تحقیقات نبوده است.
حقیقت این است که در موضوع حیات و زندگی و خواص موجود زنده، تحقیقات گرانبهایی صورت گرفت که اصالت نیروی حیاتی را کاملًا روشن میسازد و عده زیادی از دانشمندان این حقیقت را درک کرده و در تحقیقات خود اشاره به اصالت نیروی زندگی کردهاند و جداً اظهار داشتهاند که نیروی زندگی نیرویی است که در جریان طبیعت بر ماده علاوه میشود و آثار زندگی معلول این نیروست نه صرفاً معلول ترکیب و جمع و تفریق و تألیف اجزاء ماده؛ ترکیب و جمع و تفریق و تألیف اجزاء ماده شرط لازم پیدایش آثار حیات و زندگی است نه شرط کافی. کسانی هم که مانند لامارک [١] دانشمند زیست شناس معروف منکر اصالت نیروی حیاتی شدهاند و رسما اظهار داشتهاند که طبیعت زنده را از نظر مکانیک باید مطالعه کرد، وقتی که کاملًا در نظریه آنها دقیق میشویم میبینیم چیزی که آنها را وادار کرده است که اصالت نیروی حیاتی را منکر شوند این است که اصالت نیروی حیاتی را مساوی با «ثنویت» و جدایی و انفصال وجودی قوه حیاتی از ماده و آثار ماده میدانستهاند، چنین میپنداشتهاند که اگر نیروی حیاتی اصالت داشته باشد لازم است که با محیط و عوامل محیط بستگی نداشته باشد، در همه محیطها یکسان باشد، از عوامل محیط متأثر نشود، با فعالیتهای فیزیکی و شیمیایی بدن وابستگی نداشته باشد و حال آنکه مشاهدات علمی خلاف همه اینها را ثابت میکند. لامارک میگوید:
«زندگی جز کیفیت فیزیکی نیست، همه کیفیات حیات به عللی فیزیکی یا شیمیایی «بستگی» دارد و «منشأ» آنها در ساختمان ماده جاندار است.»
مثل اینکه لامارک گمان کرده است اگر نیروی زندگی اصالت داشته باشد میبایست با علل فیزیکی و شیمیایی «بستگی» نداشته باشد و میبایست منشأی در
[١] .