مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥٧ - حرکت و غیریت
ضدی است که ضد دیگر میشود.
حالا باید دید این حرف عین همان حرفی است که اینها میگویند یا با آن فرق دارد.
قبل از بررسی این جهت، مناسب است مطلبی را که در درس قبل مطرح کردیم تکرار کنیم تا مسأله روشنتر شود. گفتیم حرکت غیریت محض نیست، تغیر است؛ یک شئ چیزی است، بعد چیزی دیگر میشود، پس آن «دیگر» بالقوه در مرحله شئ اول موجود است و مرحله بعد فعلیت مرتبه قبلی است، پس هر مرتبهای از مراتب حرکت آن «دگر» خود و به یک تعبیر شبه مجازی، ضد خود را در بطن خود بالقوه دارد، چون اینها در باب تضاد تعبیرشان شامل تناقض هم میشود و مخصوص به دو شئ وجودی نیست، لذا در باب حرکت که هر شئ، بالقوه غیر خود و نفی خود را دارد، به تعبیر آنها میتوان گفت که ضد خود را دارد، ولی صرف این، بدین معنی نیست که آمدن شئ دوم مستلزم نفی شئ اول است، مثل نظریهای که قدما درباره کائنات میگفتند که نطفه بالقوه انسان است و انسان را بالقوه در خود دارد. این بالقوه در خود داشتن فی نفسه مقتضی این نیست که با آمدن بالفعل بالقوه معدوم شده باشد، بلکه حد آن معدوم میشود نه خود آن، یعنی در واقع آن فعلیت که میآید، چیزی بر شئ اول افزوده میشود.
ولی در باب حرکت اینجور نیست که مرتبه بعدی بر مرتبه قبلی افزوده شود، همانطور که حرکت اشتدادی را بعضیها اینجور تصور میکنند و معتقدند که مثلًا وقتی یک سیب در سرخی اشتداد پیدا میکند مرتبه قبلی را حفظ میکند و مراتب بعدی بر آن افزوده میشود و در مرتبه شدیدتر، مراتب قبلی وجود دارند مع زیادة. ولی چنین تصوری از حرکت اشتدادی مسلّما نادرست است و این وضع با حرکت جور درنمیآید. در حرکت، هیچ مرتبه قبلی نمیتواند با مرتبه بعدی وجود داشته باشد نه اینکه فقط اعدامش از او گرفته میشود. عین وجود قبلی اگر در مرتبه بعد وجود داشته باشد میشود ثبات.
حرکت اشتدادی به این نحو است که شئ مرتبهای را رها میکند و مرتبه دیگر را میگیرد، و رسیدن به مرتبه بعدی ملازم است با رها شدن مرتبه قبلی.
ولی حرکات، گاهی اشتدادی هستند و گاهی نیستند. حرکات غیر اشتدادی به این نحو است که هر مرتبهای مستعد است برای مرتبه دیگر که آن مرتبه دیگر در درجه