مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - نظر شیخ اشراق
«وجود خارجی» و «وجود مثالی» و «وجود حسّی» و «وجود ذهنی» اصطلاح میکنند [١] و از این مراتب به اعتبار اینکه همه اینها ظهور و تجلّی حقیقت واحد میباشند به «حضرات خمس» تعبیر میکنند.
از نظر فلاسفه علم و ادراک عرضی است از اعراض نفس و از اینرو دچار اشکال معروف اجتماع عرض و جوهر شدهاند ولی عرفا تصریح کردهاند که علم و ادراک مافوق این است که به صورت یک عرض نفسانی شناخته شود [٢].
به عبارت دیگر، از نظر فلاسفه رابطه «ادراک» با «شئ ادراک شده» رابطه ماهوی است ولی رابطه «ادراک» با «شئ ادراک کننده» رابطه عرض است با موضوع خود؛ اما از نظر عرفا رابطه «ادراک» و «ادراک شده» ماهوی است و رابطه «ادراک» و «ادراک کننده» یگانگی است و ادراک انسانی چیزی جز این نیست که شئ ادراک شده که در هر نشئه و عالمی متناسب با آن عالم ظهور و وجودی دارد در عالم ذهن و نفس انسان نیز موجود است؛ خود ذهن و نفس دارای هر مرتبه و هر نشئه از وجود است علم و ادراک نیز در همان مرتبه بلکه عین آن مرتبه است؛ پس علم و عالم و معلوم متحد میباشند.
تنها با نظر عرفاست که به حقیقت و بدون شائبه مجاز میتوان گفت که انسان با علم به حقیقت اشیاء عالمی میگردد مشابه با عالم خارجی.
چنانکه بعداً خواهیم دید نظر ماهوی تنها با قبول نظر عرفا قابل توجیه است و اشکالات وجود ذهنی نیز تنها مطابق این نظر قابل رفع و حلّ است و از طرفی خواهیم دید که نظر ماهوی یگانه نظری است در باب علم و ادراک که قابل قبول و قابل دفاع است.
نظر شیخ اشراق
در این میان سهم شیخ اشراق و سهم صدرالمتألهین را از نظر نباید دور داشت.
[١]. رجوع شود به مقدمه قیصری بر شرح فصوص، اواخر فصل سوم و تمام فصل پنجم و به «فصّ اسحاقی» فصوص الحکم و به مصباح الانس، ص ١٠٣.[٢]. شرح فصوص قیصری.