مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤ - فطرت
میتوانست بدون چهل روز خلق کند. پس ماده میرسد به مرحلهای که مستعد میشود برای اینکه صورت جدید بپذیرد، نه اینکه محصول مکتسبات گذشته به تدریج متراکم میشود. کار مکتسبات گذشته این است که حداکثر استعداد ماده را اضافه میکند تا میرسد به مرحلهای که فعلیت جدیدی پیدا میکند. این فعلیت جدیدی که به انسان داده شده است، فرقی که با فعلیتهای دیگر دارد این است که امر الهی است. آقای طباطبائی یک بحث خوبی در تفسیر دارند، میگویند: قرآن هر جا که «امر» میگوید در خلقتهای بیزمان است و هر جا که «خلق» میگوید در خلقتهای زماندار است، و این توجه خوبی است.
انسان چون تنها موجودی است که رسیده است به مرحلهای که استعداد وجود امری دارد و به تعبیر قرآن استعداد روح دارد، دین که فطرت است، گونهای از آفرینش است و هر چیز دیگری که فطری باشد مانند عقل فطری و اخلاق فطری و حتی دوستی و عشق، همه اینها آثاری است که مترتب میشود بر آن مرحله خاص که طبیعت و ماده دارای چنین آفرینشی میشوند [١].
به هر حال غرض اینها که آمدند و چنین مسئلهای را تحت عنوان «تبدیل کمیت
[١]. سؤال: این از خارج میآید؟
جواب: مقصودتان از «خارج» چیست؟
- خارج از ماده.
جواب: بله، حتما از خارج ماده میآید. این حقیقتی است که مثل خود ماده از بیرون افاضه شده است و به همان معنی که وجود ماده قائم به غیر است، آن هم از بیرون افاضه شده است، یعنی از جانب خدا.
- خدا که بیسبب بالاخره کاری انجام نمیدهد، این خود ماده است که به شکلهای مختلف در پی میآید.
جواب: ماده که به خودش نمیتواند مرتبه وجودی بدهد. ماده، ماده است. ماده الآن دارای یک درجه از وجود است که این درجه را با اینکه حفظ کرده دارای درجه اضافه میشود، که به بعضی از درجات که میرسد به مرحله تجرد میرسد.
- پس این حرکت جوهر چه کار میکند؟
جواب: حرکت جوهری همین است.
- پس حرکت در ذات ماده است.
جواب: ذات ماده حرکت است؛ یعنی ذات ماده از بیرون آمده. وقتی گفتید «حرکت اشتدادی» یعنی اشتدادش از بیرون آمده، یعنی مرتبه قبلی استعداد رتبه بعد را دارد نه اینکه آفریننده مرحله بعد است. ماده خودش قابل است و هر مرتبهاش قابل مرتبه دیگر است. ماده حتی نسبت به مرحله بعد خودش خالق و نگهدارنده خودش نیست.