مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - مسئله تلقین
ولی این نوع تفسیر و توجیه برای روان ناخودآگاه را سایر روانکاوان نپذیرفتهاند.
نظریه یونگ
فروید شاگردی دارد به نام یونگ [١]. او به روان ناخودآگاه معتقد است [٢] ولی آن توجیهی را که جناب فروید کرده است- که تمام عناصر روان ناخودآگاه را عناصر رانده شده از روان خودآگاه بالاخص عناصر جنسی تشکیل میدهد- قبول ندارد. یونگ میگوید قسمتهایی از روان ناخودآگاه ما فطری است و پایه انسانیت انسان را تشکیل میدهد؛ یعنی احساس اخلاقی، احساس عبادت و پرستش، احساس علم دوستی و حقیقتخواهی، احساس زیبایی دوستی و [به طور کلی] همه احساسهای انسانی انسان، ارکانی در فطرت و سرشت او هستند و در روان ناخودآگاه انسان وجود دارند؛ ولی این عناصر روان ناخودآگاه قبل از آن که از روان خودآگاه ما چیزی رانده شود وجود داشتهاند. پس روان ناخودآگاه ما از دو قسمت تشکیل میشود: قسمت عناصر اساسی فطری خدادادی متعالی انسانی- که اینها باید باشد و پرورش داده شود- و قسمت عناصر رانده شده از روان خودآگاه انسان.
ولی امروز در اصل این مطلب که انسان دارای دو روان است: روان خودآگاه و روان ناخودآگاه، و اینکه روان ناخودآگاه حاکم و مسخّر روان خودآگاه است و نیز حوزه بسیار عظیمتری است [٣]، شک و تردیدی نیست.
مسئله تلقین
مسئله تلقین از مسائل بزرگ «علم الروح» است. این مسئله را امروز با روان ناخودآگاه به شکل عالی توجیه و تفسیر کردهاند که انسان چگونه روانش تلقین
[١]. .[٢]. امروز در این که انسان دارای یک شعور مخفی و یک روان ناخودآگاه است بحثی نیست.[٣]. اگر بگوییم روان خودآگاه به اندازه یک دریاچه است، روان ناخودآگاه به اندازه یک اقیانوس بزرگ است.