مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - نظریه فروید
اما او که نمیتواند برای همیشه [در روان ناخودآگاه] بماند. چه میکند؟ تغییر چهره و قیافه میدهد، ماسک به چهره خودش میزند. مثل کسی که در کشوری تحت تعقیب است، از مرزها فرار میکند و به خارج از کشور میرود؛ میداند که اگر با آن چهره و قیافه و با آن شناسنامه و گذرنامه از مرز داخل شود فورا توقیف میشود، و از طرفی میخواهد به کشور بیاید؛ چه میکند؟ شناسنامه و گذرنامهاش را عوض میکند، ماسک میزند و با نام دیگر از مرز وارد میشود.
فروید معتقد است که بسیاری از تجلّیات روان ناخودآگاه انسان، عناصر رانده شده از روان خودآگاه است که ابتدا جنبه سفلی و جنبه پست و حیوانی داشتهاند، بعد گریختهاند و به روان ناخودآگاه رفتهاند؛ چارهای ندیدهاند جز اینکه در یک لباس و با ماسک و چهره دیگری بیرون بیایند. مثلًا به صورت یک خیرخواهی اخلاقی بروز میکنند. وقتی انسان میبیند عاطفهای در دلش بروز کرده و مثلًا مدتی است این میل در او پیدا شده که در مؤسسات نیکوکاری خدمت کند، آن وقت به آن اجازه بیرون آمدن میدهد، چرا؟ چون شناسنامه و گذرنامهاش عوض شده، چهره و لباس و قیافهاش تغییر کرده است.
فروید اصلًا به انسانیت اصیل اعتقاد ندارد؛ میگوید آنچه که شما آن را «انسانیت» و «تعالی انسانیت» مینامید ذاتش حیوانیت است، حیوانیت رانده شده از روان ناخودآگاه و «رفته در درون» بدون اینکه ماهیت و ذاتش تغییر کرده باشد، [فقط] چهره و شناسنامه و گذرنامه و لباس عوض کرده و [بیرون] آمده است. نظریه فروید یکی از آن نظریههای غربی است که در آن، زیر پای توجیه و تفسیر «انسانیت» به کلی روبیده میگردد و فاتحه انسانیت خوانده میشود.
این نظریه جناب فروید است. شما هر کاری کنید و بگویید آقای فروید! ما ابوذر داریم، معاویه هم داریم؛ لومومبا داریم، موسی چومبه هم داریم؛ میگوید از نظر ماهیتی هیچ فرقی میان ابوذر و معاویه، میان لومومبا و چومبه، و میان موسی و فرعون- العیاذباللّه- نیست؛ چرا؟ همه یک چیز است؛ چیزی را که معاویه میخواهد ابوذر هم میخواهد، آن را که چومبه میخواهد لومومبا هم میخواهد؛ لومومبا همان چومبهای است که تمایلات حیوانی او اجازه ظهور و بروز پیدا نکرده و بعد به روان ناخودآگاه رانده شده و از آنجا در لباس آزادیخواهی، عدالتخواهی، انسان دوستی، آزادگی و انصاف بیرون آمده است؛ ابوذر هم نسبت به معاویه یک چنین آدمی است.