مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - توحید و تکامل
آن شکل و به آن صورت طرح و بیان شود؛ به عبارت دیگر آنچه مثلًا پییر روسو ذکر کرده، علی رغم آنچه خود او ادعا میکند و نام کتابش حکایت میکند، تنها تاریخ علم و مشاهدات عینی نیست، ممزوجی است از تاریخ علم و تاریخ تفکر فلسفی اروپایی، و اتفاقا جنبههای مضحک و تأسف آور آن مربوط است به تاریخ تفکر فلسفی اروپا و نه به تاریخ علوم جدید. خلاصه اینکه تصور و طرز تفکر فلسفی دانشمندان اروپا در معنا و مفهوم آفرینش، یک نوع تصور یهودی بوده و طرز تفکرشان در باب خداوند، طرز تفکر منفی بوده- که در مقاله «قرآن و مسئلهای از حیات» بیان شد- یعنی خداوند را در میان مجهولات خود جستجو میکردهاند.
خواننده محترم از اینجا باید حدس بزند که چرا مکتب مادی در اروپا آنقدر رواج و شیوع پیدا کرد؟ آن منطق غلطی که در مسائل الهی بر افکار عموم دانشمندان حکومت میکرده سزاوار بوده که از اول محکوم به شکست و فنا بوده باشد.
اینجانب حقیقتاً وقتی که جریان تاریخ علم را در قرون جدید کم و بیش مطالعه میکند و متوجه رنگ مخصوصی که فقط طرز تفکر فلسفی خاص دانشمندان به جریان پاک و پاکیزه علم داده است میشود سخت متأثر و افسرده میگردد و آرزو میکند که ای کاش دانشمندان به آن طرز تفکر فلسفی عالی که در طول چهارده قرن در دامن قرآن کریم رشد یافته آشنا بودند- آشنایی صحیح و کامل- و آب زلال علم را با آن طرز تفکر یهودی مکدّر نمیکردند. مخصوصاً آنوقت بر تأثرش افزوده میشود که میبیند جوانهایی که تازه به علوم آشنا شدهاند و قدرت تجزیه و تحلیل ندارند و جریان علم را آمیخته با آن طرز تفکر آلوده کننده در کتب فلسفی جدید و یا در تواریخ علوم و حتی در کتب کلاسیک میخوانند، یکباره چنین معتقد میشوند که فرضیه خلقت و آفرینش و وجود خداوند، فرضیهای است که سالهاست در اثر مشاهدات علمی باطل شناخته شده؛ اینطور پیش خود فکر میکنند که فرض خلقت و خالق، تنها در ظلمت تقالید پدران موجود است و اما در روشنایی علم از آن اثر و خبری نیست.
سؤال دیگری که ممکن است خواننده محترم بکند این است که: آنچه منشأ شده که آن طرز تفکر مخصوص برای دانشمندان پیدا شود تعبد به مندرجات «سفر تکوین» است نه یک طرز تفکر فلسفی مخصوص که ما از آن «به طرز تفکر یهودی» تعبیر میکنیم.
شک نیست که مندرجات سفر تکوین تأثیر زیادی داشته ولی حداکثر این است که