مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - نظریات کانت و هگل
متعدد ندارد.
اینها مکتبهای تک مرحلهای بود. مکتبهای دیگری وجود دارند که چند مرحلهای هستند، از جمله مکتب فیلسوفان خود ما که سه مرحلهای است. آنها برای شناخت سه مرحله قائل هستند: مرحله احساس، مرحله تخیل (نه به آن معنای عرفی عوامانه بلکه به معنای به حافظه سپردن و در حافظه قرار گرفتن) و مرحله تعقّل.
نظریات کانت و هگل
از اکابر و بزرگان فیلسوفان اروپا کسانی هستند که شناخت را چند مرحلهای میدانند. آقایانی که به فلسفه کانت [١] آشنا باشند میدانند که از نظر او شناخت یک حقیقت دو مرحلهای است. او اصلا احساس را یک مرحله برای شناخت نمیداند و معتقد است که حس، ماده بیشکل و بیصورت شناخت را به انسان میدهد و ماده بیشکل و صورت، شناخت نیست. وقتی انسان چیزی را احساس میکند، [ماده بیشکل و صورت، آن چیز] به ذهن میرود. برای اولین بار خود ذهن به آن مادهای که به وسیله حس به ذهن آمده است صورت میدهد. مجموع ماده و صورت که در ذهن پیدا میشود یک مرحله از شناخت است. او معتقد است که مکان و زمان، واقعیت عینی ندارند، بلکه واقعیت ذهنی هستند و ما چیزی را نمیتوانیم تصور کنیم یا بشناسیم الّا در زمان و مکان. میگوید ولی تو خیال میکنی که اشیاء در بیرون در جایگاه زمانی و مکانی قرار گرفتهاند؛ خیال میکنی خورشید در بیرون مکان دارد، انسانها در بیرون مکان و زمان دارند. مثلًا میگوییم دیشب شما در آنجا نشسته بودید و من در فلان جا بودم و امشب اینجا هستم، ولی خیال میکنیم ظرف «دیشب»، ظرف «امشب»، ظرف آن محل و ظرف این محل- که ما به اینها «ظرف» میگوییم و عرب با «فی» بیان میکند و ما با «در»- عینیت دارد. اشیاء را جز در زمان و مکان نمیشود تصور کرد و شناخت، ولی زمان و مکان ساخته ذهن توست. میگویید: خورشید در آنجاست. میگوید: خورشید در بیرون است امّا «آنجا» در ذهن توست. میگویید: خورشید دیروز و خورشید امروز، میگوید: خورشید در بیرون است اما «دیروز» و «امروز»
[١]. .