مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٢ - « موفقیت در عمل » در نهج البلاغه
دیگری را در کنار این فرضیه ندهیم، ولی اگر این احتمال وجود دارد که یک یا چند فرضیه دیگر هم اینجا موجود است، از کجا میتوان فهمید که نتیجه درستی که به دست آمده ناشی از این فرضیه است؟ شاید یک فرضیه دیگر هم در اینجا وجود داشته باشد [که همین نتیجه را میدهد؛ و میدانیم که فقط یکی از این دو فرضیه میتواند حقیقی و صحیح باشد].
« موفقیت در عمل » در نهج البلاغه
مثالی برایتان عرض میکنم: در نهج البلاغه درباره «موفقیت در عمل» یا «پیروزی در عمل» مطلبی آمده است. علی (علیه السلام) و معاویه، دو حزب، دو گروه، دو جمعیت با دو طرز تفکر و با دو فلسفه اجتماعی، در مقابل یکدیگر ایستاده و با هم مبارزه میکنند. طرفداران معاویه برای خودشان یک تئوری و یک طرح دارند و میگویند پیشوای ما معاویه است و معاویه هم برای خودش فرضیههایی درست کرده و اسلامی ساخته است. علی (علیه السلام) وقتی با اصحاب خودش صحبت میکند، آنها را مورد تعرض قرار میدهد و به صورت یک پیشبینی به آنها میگوید: «معاویه و اصحابش بر شما پیروز خواهند شد» یعنی با این که تئوری شما حق است و شما دنبال یک امام و رهبر حقی هستید و خدای متعال هم در قرآن فرموده است «حق بر باطل پیروز است» و با اینکه آنها دنبال رهبر باطلی هستند و خدا هم در قرآن فرموده که باطل در نهایت امر شکست میخورد [با این حال] به شما میگویم با این وضعیتی که از شما میبینم آنها بر شما پیروز میشوند (و انّی و اللّه لاظنّ انّ هؤلاء القوم سید الون منکم) [١]؛ علت چیست؟
وقتی به عدهای در دنیای امروز گفته میشود علی (علیه السلام) بر حق بود یا معاویه؟ طبق فلسفه عمل- که یک فرضیه حقانیت خود را در عمل ثابت میکند- میگویند: ما میبینیم معاویه در مبارزه پیروز شد و علی شکست خورد. علی پس از چهار سال و چند ماه خلافت کشته شد ولی معاویه بر سراسر کشور اسلامی مسلط گردید، پس این دلیل بر حقانیت معاویه و عدم حقانیت علی است. مگر عدهای همین حرف را نگفتند؟ مگر هنوز در دنیا افرادی نیستند که همین حرف را میزنند؟ اینها طبق «فلسفه
[١]. نهج البلاغه عبده، خطبه ٢٤.