مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - جدل، منطق نیروها
اینکه به قول خودشان جنبههای ایدهآلیستی منطق هگل را دور ریختهاند میخواهند پیدا شدن ضدی از ضد دیگر در عالم عین را با همان ضرورت اثبات کنند بدون اینکه این مطلب بعد از حذف جنبههای عقلی منطق هگل قابل اثبات باشد، و حرف ما این است که آن ضرورت منطقی عقلی (نه اصل موضوع) تنها بر پایه حرفهای هگل قابل اثبات است، ولی چون ما و شما هر دو آن پایهها را قبول نداریم نباید آن ضرورت را قبول کنیم و بدون آنکه چنین ضرورتی در کار باشد باید به توجیه عالم بپردازیم، یعنی برگردیم به سر حد اول خودمان، و دیالکتیک یک قدم هم نمیتواند به جلو بردارد و حال آنکه شعار مهم آنها همان مسئله جزمی بودن و ضرورت است، مغالطهای که بسیاری را شیفته این مکتب کرده است، و طبق این مغالطهشان عالم امکان یکباره به عالم ضرورت تبدیل شده است.
جدل، منطق نیروها
آندره پییتر در این قسمت تحت عنوان «جدل، منطق نیروها» چنین میگوید:
«پس جدل عبارت خواهد بود از مطالعه پیوستگی تضادهایی که تاریخ را به وجود میآورد، زیرا تاریخ بشریت جز برگزاری زندگی در وسیعترین زمینه چیز دیگری نیست. تاریخ نیز نظیر زندگی، پیوستگی منطقی نیروهایی است که با یکدیگر در نبردند. برای هگل فلسفه حقیقی همین است که به جای سرگردان شدن در جهانی مملوّ از مفاهیم انتزاعی به مطالعه منطق واقعیتها پرداخته شود.
به این طریق کلمه «جدل» معنای تازهای میگیرد. دیگر آنطور که مورد نظر فلسفه کلاسیک بود (دیالوگهای افلاطون و دعوای اسکولاستیکها) منظور از جدل، جدال افکار نیست بلکه جدال نیروها و برخورد قدرتهاست که طی زمان تحول مییابد. در واقع تمام کوشش مکتب مارکس نیز بیان و تشریح جدل رژیم سرمایهداری خواهد بود.»
منظور از جدل همان دیالکتیک است و کلمه «دیالکتیک» همانند کلمه «ایده» و «ایدئالیسم» در طول تاریخ تطورات گوناگونی پیدا کرده و در هر دوره معنای خاصی داشته است [١].
[١]. در رسالهای که پل فولکیه تحت عنوان «دیالکتیک» نوشته است، تطورات تاریخی این کلمه بیان شده است.