مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٩ - ب مفهوم تکامل
دیگرش را میدید؛ ولی بعد که تقسیم کار به وجود آمد نه تنها بوعلی سینا برای همه علوم کافی نیست، برای طب تنها هم کافی نیست و مثل بوعلی سینایی مثلًا تنها در چشمپزشکی باید کار کند و در نتیجه هر دانشمندی از رشتههای دیگر بیخبر میماند و این بیخبریها انتظام علوم را بکلی بهم زده است و لهذا هر کدام در اثر بیخبری علم دیگری را قبول ندارند (الناس اعداء ما جهلوا) و از اینجا- که مواجه با مشکل شدهاند- به فکر افتادهاند که فلسفهای برای علوم به وجود بیاورند که بتواند علوم را با یکدیگر پیوند بدهد و رابطه میان آنها را مشخص نماید. فلسفه علوم، الآن خودش علمی شده است در دنیا و بعضی از دانشمندان رشته تخصصیشان فلسفه علوم است. خود فلسفه علوم هیچ علم خاصی نیست و حتی فلسفه اصطلاحی هم نیست، فقط کوشش میکند روابط میان علوم را به دست آورد و وحدتی میان آنها برقرار کند [١].
این تکاملی که اینها میگویند جامعه بشری پیدا کرده است، در سه مورد قابل تصور است:
یکی تکامل در ابزار، که این مطلب مسلّم است و جای شک نیست که ابزار تکامل پیدا کرده.
دیگر تکامل به معنای اسپنسری، یعنی جامعه در روابط تکامل پیدا کرده و از نظر تنوع و تقسیم کار متکامل شده است. تکامل به این معنی هم غیر قابل انکار است. مثلًا جامعه ده قرن قبل ایران را یک شخصی مثل نظام الملک میتوانست به تنهایی اداره کند ولی امروزه صدتا خواجه نظام الملک هم کم است، چون تنوع و تقسیم کار امروز قابل مقایسه با آن زمان نیست.
ولی مسأله دیگر (و مهمتر) مسأله معنوی است، که آیا انسان همچنانکه از نظر ابزار و تشکیلات تکامل پیدا کرده است، از نظر معنوی هم تکامل پیدا کرده است؟ جنبه معنوی باز به دو قسمت تقسیم میشود: معنوی به معنای «علمی» یعنی علم و اطلاع و آگاهی و مانند آن. تکامل در این قسمت هم قابل انکار نیست. قسم دوم،
[١]. اشکال: معلوم نیست این، نقص باشد بلکه ممکن است بهتر باشد.
جواب: برای کی بهتر است، برای فرد یا جامعه؟ برای فرد که بدون تردید بهتر نیست. این چه بهتری است برای فرد که مثلًا در چشمپزشکی علامه دهر باشد ولی نداند که مثلًا ادبیات خوردنی است یا پوشیدنی. بله برای جامعه وجود افراد متخصص بهتر است.