مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٩ - محرک اول
اینکه شئ متحرک- که در حالتی حرکت میکند و آن حالت وجود تدریجی پیدا میکند- نیاز به علت دارد تردیدی نیست. حالا این علت یا خود متحرک است که فاقد این حالت است و یا شئ دیگر؛ اینکه خود متحرک باشد محال است (به بیانی که گذشت)، پس ناچار شئ دیگر است. پس ثابت میشود که «کل متحرک یحتاج الی محرک غیره».
محرک اول
از این اصل که بگذریم، باید برویم سراغ اصول دیگر، چون عمده اختلاف ما با آنها در آن چیزی است که حکمای ما آن را «محرک اول عقلی» مینامند، و در درسهای اسفار گفتهایم که این اصل موروث از ارسطوست و اگرچه در کلمات خود ارسطو مقدماتی برای آن ذکر نشده است ولی در هر صورت مبتنی بر چند مقدمه میباشد:
یک مقدمه همان است که گذشت (کل متحرک یحتاج الی محرک غیره).
مقدمه دوم این است که: هرچه [حرکت] در طبیعت هست (حرکتهای عمومی طبیعت) علت مباشرش در خود طبیعت است و محال است ماوراء الطبیعه مستقیما حرکت را در جسم به وجود بیاورد بدون اینکه در خود جسم مبدأ حرکت وجود داشته باشد. مثلًا کره زمین که حرکت میکند محال است یک موجود مجرد، بدون وساطت قوای طبیعی، محرک آن باشد. هر حرکتی خواه طبعی باشد و خواه ارادی، فاعل مباشرش باید یک فاعل طبیعی باشد.
مقدمه سوم این است که: هر امر طبیعی و جسمانی در این عالم متحرک است و خالی از نوعی حرکت نیست.
مقدمه چهارم این است که: علت موجده حرکت، از حرکت انفکاک ندارد، و به طور کلی علت موجده هر چیزی با آن معیت دارد و قابل انفکاک از آن نیست.
مقدمه پنجم این است که: کلیه متحرکات در نهایت امر باید منتهی شوند به محرکی که آن محرک لا یتحرک است، و تسلسل محال است.
اینها اصول و مقدماتی است که برهان محرک اول (عقلی) بر مبنای آنها اقامه شده است و تفصیل آن در درس بعد خواهد آمد.