مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - بررسی
ممکن است جسم واحد تبدیل شود به اجزاء لایتناهی، و به طریق اولی لازمهاش این نیست که هیچگاه سریع به بطیء ملحق نشود.
این اندیشه که اگر اجزاء و ذرات نامتناهی باشند و بلکه اگر جسم قابلیت انقسام داشته باشد و این قابلیت در حدی متوقف نشود، لازم میآید که سریع به بطیء هرگز نرسد همان است که ارسطو در کتاب الطبیعه به زنون الیائی در اثبات نفی حرکت نسبت داده است. زنون به تقریبی شبیه آنچه در بیان ابوریحان آمده است استدلال کرده که اساساً تحقق حرکت محال است زیرا مستلزم عبور از نقاط غیرمتناهی در زمان غیرمتناهی است.
ریشه این اندیشه این است که چنین فرض شده که چون فاصله سریع و بطئ را اجزاء غیرمتناهی پر کرده است و سریع اگر بخواهد آن فاصله را به صفر رساند باید از غیرمتناهی اجزاء عبور کند، عبور از غیرمتناهی اجزاء مستلزم لحظات و آنات غیرمتناهی است و هر چه زمان بگذرد بالاخره از اولین لحظه که شروع شده تا لحظه مفروض متناهی است، پس هیچگاه سریع به بطئ نمیرسد؛ با این تفاوت که زنون مدعی است اساساً حرکت محال است، خواه آنکه مسافت را مرکب از اجزاء غیرمتناهی بالفعل بدانیم و خواه از اجزاء غیرمتناهی بالقوه و خواه آنکه قابلیت انقسام جسم را صرفاً ریاضی و ذهنی فرض کنیم و خواه عینی و خارجی، ولی مورد شبهه ابوریحان آنجاست که جسم را دارای اجزاء غیرمتناهی بالفعل بدانیم و یا لااقل قابلیت انقسام جسم را به اجزاء غیر متناهی، عینی و خارجی بدانیم نه صرفاً ریاضی و ذهنی. ابوریحان در شبهه خویش مدعی نیست که اگر قابلیت انقسام را صرفاً ریاضی و ذهنی بدانیم باز هم لازم میآید که سریع به بطئ نرسد.
پاسخی که بوعلی داد، مبنی بر این بود که آری اگر اجزاء جسم، بالفعل غیرمتناهی باشد اشکال وارد است ولی چون جسم هیچگاه دارای اجزاء بالفعل غیرمتناهی نیست پس اشکالی وارد نیست.
ولی حقیقت این است که اگر به فرض محال اجزاء جسم را غیرمتناهی بدانیم باز اشکال وارد نیست، زیرا یا این است که اجزاء نامتناهی سبب شده که حجم غیرمتناهی به وجود آید و فاصله سریع و بطئ غیرمتناهی باشد، و یا این است که اجزاء غیر متناهی در فاصله و بعد تأثیر نبخشیده است یعنی با اینکه اجزاء و ذراتی که