مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
«اما در امر آفرینش، عقیدهای اظهار کرده است میانه «وحدت وجود» و «ابداع»؛ میگوید خداوند موجودات را از عدم به وجود آورده است به این وجه که نخست موجودات فقط در علم خدا بودهاند و وجود نداشتهاند تا وقتی که مشیت خدا بر این قرار گرفت که به آنها وجود خارجی بدهد.» [١]
مطابق این بیان همه عوام الناس از اتباع ادیان، بین «وحدت وجود» و «ابداع» فکر میکنند چون همه آنها معتقدند که موجودات در ازل در علم خدا بودهاند و در لا یزال موجود میشوند، و معلوم میشود قائلین به «ابداع» یعنی سامیان معتقدند که خداوند در ازل به موجودات علم نداشته است.
مرحوم فروغی ضمن اشارهای بسیار ناقص و نارسا که به بحث معروف «کلّیات» در قرون وسطی میان اروپائیان میکند، که آیا «کلّی» حقیقت مستقل از افراد دارد و یا فقط افرادند که موجودند و کلی فقط در ذهن موجود است یا نه در ذهن موجود است و نه در خارج بلکه لفظ خالی است، میگوید:
«توجه میفرمایید که فحص در کلّیات یکباره بحثی پوچ و بیهوده نبوده و به یک اعتبار نزاع معتقدان و منکران وحدت وجود است.» [٢]
من که هر چه فکر کردم نتوانستم کوچکترین شباهتی میان وحدت وجود و مسأله کلیات پیدا کنم، اگر شما پیدا کردید بنده را آگاه کنید.
وحدت وجود، درست و یا نادرست؛ آیا یک فکری که قرنها روی آن در میان یک ملت بلکه چند ملت کار شده باید در مقام توضیح و بیان به این سرنوشت دچار گردد؟!
* از نظر تاریخ و سرگذشت فلسفه اسلامی، قسم چهارم یعنی ابتکارات مسلمین بیشتر شایسته تحقیق است، باید ببینیم که چگونه شد که این مسائل طرح و عنوان شد.
(١- ٢). نظیر این است مسأله «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» که بعضی آن را به افلوطین نسبت میدهند، بعضی دیگر برعکس آن را از حاجی سبزواری میدانند.