مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٥ - بخش دوم پراکسیس و بشرگرایی کار
بخش دوم : پراکسیس و بشرگرایی کار
مارکسیسم بر کار از جنبههای مختلف تکیه دارد و لهذا این فلسفه را «فلسفه کار» مینامند. یکی از آن جنبهها جنبه اقتصادی است که کار را یگانه ملاک ارزش از نظر اقتصادی میداند، یعنی میگوید: همه ارزشهای اقتصادی به وسیله کار به وجود میآید و سرمایه هیچ نقشی در ایجاد ارزش ندارد، و سرمایه را به کار مرده تعبیر میکند، کاری که بیاثر است و مولّد نیست. از این نظر این مکتب مکتب کار است.
از نظر انسانی هم باز این فلسفه فلسفه کار است، چون منکر هرگونه امر فطری در انسان است و معتقد است به این که انسان را کار خود انسان میسازد، انسان ساخته کار خودش است؛ در طول تاریخ این تغییراتی که در انسان پیدا شده است، نتیجه کار انسان است بلکه نتیجه ابزار تولید و ابزار کار است. نه تنها انسان ابزار میسازد، ابزار هم انسان را میسازد، و لهذا آنچه را که دیگران «شخصیت انسان» مینامند و احیانا میخواهند برای آن ملاکهای فطری قائل شوند (مثل اخلاق و علم و دین و ...) اینها معتقدند که همه اینها روبناست و انسان در شرایط خاص ابزار کار، این روبناها برایش پیدا میشود، و در واقع کار انسان و ابزار انسان است که آن ملاکهای انسانی را برای او ساخته است. پس کار آفریننده انسان است.
در اینجا ما به دو امر دیگر میرسیم: یکی نیروی خلّاقه کار در مورد خود انسان.