مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٥ - ب مفهوم تکامل
[کمال] دینامیک است، آنهم به اعتبار متحرک [نه به اعتبار حرکت، زیرا] دینامیک یعنی چیزی که خود متحرک است، [اما] حرکت که خود متحرک نیست.
ب . مفهوم تکامل
حالا برویم دنبال بحث تکامل. اساساً تکامل چیست و تعریف آن چگونه است؟ در تعریف تکامل خیلی حرفها زدهاند. تکامل از ماده کمال است و کمال (به اعتبار قدما) یک مفهوم مشکک است و اگر تشکیک در عالم وجود نداشته باشد که یک حقیقت با حقیقت دیگر مابه الاشتراکشان عین مابهالامتیاز باشد، کمال و نقص معنی ندارد و شدت و ضعف معنی ندارد. کمال و نقص، شدت و ضعف، این خصوصیت را دارند که نسبتشان با یکدیگر به این نحو است که مابه الاشتراکشان عین مابه الامتیاز است. تکامل در جایی صادق است که یک امر مشترک در کار باشد، یعنی میان ناقص و کامل باید یک امر مشترک وجود داشته باشد، و در عین حال مابه الامتیاز هم باید در کار باشد که از سنخ مابه الاشتراک باشد و الا اگر مابه الاشتراک باشد ولی مابه الامتیاز از سنخ مابه الاشتراک نباشد، این، تکامل نیست، زیاده هست ولی تکامل نیست. مثلًا اگر دو نفر باشند یکی تنها پرتقال داشته باشد و دیگری پرتقال و سیب، در اینجا تکامل در آنچه که دارند نیست، بله تکامل در اصل داشتن یا میوه داشتن [هست] که باز هم به مابه الاشتراک برمیگردد. تکامل این است که یک شئ یک مرتبه از واقعیتی را داشته باشد، بعد در مرحله بعد همان واقعیت را در درجه بالاتر داشته باشد.
اینها تکامل را به شکلهای دیگری تعریف کردهاند که این تعریفها در عین اینکه درست است ولی تعریف حقیقی از واقعیت خود تکامل [نیست]، یعنی بیشتر تکامل را به چیزهایی تعریف میکنند که از نظر ما اینها آثار تکامل است نه خود تکامل.
مثلًا میگویند تکامل عبارت است از باز شدن، شکفته شدن، گسترده شدن، توسعه پیدا کردن و کارآیی بیشتر پیدا کردن یک شئ. مثلًا نطفه که ابتدا حالت بستگی دارد، بعد که تکامل پیدا میکند باز و شکفته میشود.
گاهی میگویند تکامل عبارت است از پیچیدهتر شدن روابط؛ یعنی یک شئ که دارای اجزاء و ابعاضی است، قهراً میان اجزاء و ابعاضش روابط باید باشد، این روابط در ابتدا ممکن است روابط سادهای باشد، ولی وقتی که حالت پیچیدهتر پیدا