مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦ - شاگردان هگل
درست مثل اینکه با یکدیگر ستیزه داشته باشند، هر کدام میخواهد دیگری را تحت تأثیر قرار دهد ولی وقتی که اثر خودشان را به هم دادند در یک حالت متعادل و متشابهی قرار میگیرند (مزاج) و وقتی که تعادل برقرار شد موجود عالیتری به نام «مرکب» به وجود میآید. این است که اگر این تضادها نبود جهان به حالت اولیهاش برقرار بود، همان عناصر پراکنده هیچ تکاملی نمییافتند، نه معدنی بود، نه نباتی و نه انسانی و نه ...
این ناسازگاریها ناسازگاری بین دو شئ بیگانه است. بنابر این جریان طبیعت آن طور نیست که هگل میگوید. کجای طبیعت نشان میدهد که ناسازگاریها در شکل هگلی باشد؟! گذشته از اینکه ثابت کردیم که اصل حرفش درست نیست، ثابت میشود که با طبیعت نیز منطبق نیست. آیا در جریان طبیعت به نحو مداوم تکامل به این صورت روی میدهد که هر چیزی در درون خودش نفی خودش را داشته باشد یعنی اول متولد بشود بعد یک تنازع درونی میان خودش و ضد خودش به وجود بیاید و در مرحله سوم ترکیب به وجود آید؟ بلی در میان پدیدههای جزئی جهان چنین جریانهایی وجود دارد ولی جریان کلی جهان اینطور تفسیر نمیشود و این یک اصل جهان شمول نیست. آیا مثلًا انسان اینطور به وجود میآید که یک شئ بعد از اینکه متولد شد نفیاش در درون خودش پیدا میشود و بعد یک تنازعی درمیگیرد و بعد ترکیب و شئ جدید و سنتزی به وجود میآید؟ نه، چون در هیچ انسانی این موضوع صدق نمیکند، بلکه از ترکیب دو شئ متخالف مثلًا زن و مرد (که همین تخالف است که منجر به همبستگی و یگانگی آنها میشود) یک مرکب مثلًا فرزند به وجود میآید. نه آن همسر از بطن این همسر به وجود آمده و نه این همسر از بطن آن همسر به وجود آمده است، هیچکدام از بطن دیگری به وجود نیامدهاند. تازه فرزند مگر آنتی تز پدر است؟ یا آنتیتز مادر است؟ همچنین میتوان پرسید که مثلًا ذهن که فکر میکند و به نتایجی میرسد چگونه عمل میکند؟ آیا یک فکر پیدا میشود بعد ضدش در درون خودش پیدا میشود و بعد در نتیجه تنازع این فکر با خودش ترکیبی در مرحله سوم به وجود میآید؟ بدیهی است که چنین نیست، بلکه در واقع دو فکر متفاوت ترکیب شده و فکر تازهای را به وجود میآورد. در میان افراد جامعه هم چنین است یعنی از تضاد و ناسازگاری افکار گوناگون و جنگ میان فکر من و فکر شما، فکر عالیتری پدید میآید نه از جنگ فکر من با خودش و ...
و اما درباره نقش ناسازگاریها در حرکت؛ حرکت یک حقیقت بسیار بسیار اصیل