مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠ - شناخت عقلی و گستردگی آن
انسان حقایق را به صورت عام و کلّی و قاعده و قانون میشناسد. چنانکه عرض کردم برای حیوان یا کودک- که هنوز در مرحله احساس است- هیچ چیز به صورت قانون کلّی و عام وجود ندارد.
انسان به گذشته علم پیدا میکند، گذشته را میداند بدون اینکه آن را ببیند و یا بشنود (نگویید خبرش را میشنویم، خبر که مربوط به زمان حاضر است. خود گذشته از نوع شنیدن نیست). راسل [١] در این زمینه مثلی میآورد: ناپلئون را میدانیم، [این دانستن ما به وسیله حواس مثلًا گوش نیست زیرا] وجود ناپلئون صوت نیست که شنیدنی باشد. قسمتهایی از آینده را هم میدانیم. یکی از مسائل بسیار سادهای که قابل طرح است و راسل در جهانبینی علمی خوب به این مطلب توجه کرده است [٢] این است: ناپلئون برای ما یک وجود استنباطی است، یک وجودی است که ما با تعقّل آن را میشناسیم نه با احساس. راست هم میگوید. اگر از ما که امروز ناپلئون را میشناسیم و تاریخش را میخوانیم و زندگیاش را میدانیم بپرسند که شناخت شما از ناپلئون چه شناختی است؟ ممکن است کسی بگوید: اینکه واضح است، شناخت من از ناپلئون حسی است؛ یک آدمی بوده، روی زمین راه میرفته و [کارهایی انجام داده]، من اینها را در کتاب خواندهام، بنابر این من ناپلئون را از راه حس میشناسم. [ولی اینطور نیست]، ناپلئون برای خودش یک حقیقت محسوس و برای تو یک امر معقول است؛ یعنی تو با یک استدلال ذهنی، با یک قیاس عقلی به وجود ناپلئون علم داری و خودت نمیدانی. نظیر آن چیزی است که علمای «اصول» در باب «تواتر» دارند. در باب «تواتر» میگویند خبر متواتر برای انسان ایجاد یقین میکند. ممکن است هیچکدام به توکیو نرفته باشیم ولی همه ما یقین داریم که توکیو در عالم وجود دارد، چرا؟ چون خبرش متواتر است. احدی امروز در دنیا شک ندارد که مثلًا شخصی به نام ابو سفیان در حدود هزار و چهارصد سال پیش وجود داشته است، چون خبرش متواتر [٣] است. میگوییم آیا در خبر یک نفر احتمال دروغ داده میشود یا نه؟ میگویند بله. در خبر دو نفر هم احتمال دروغ داده میشود؟ بله. سومی و پنجمی چطور؟ آن هم
[١]. .[٢]. نه اینکه دیگران توجه نکردهاند، ولی اینکه او توجه کرده است خیلی قابل ستایش است و حق یک فرد و لو مادی هم باشد باید ادا شود.[٣]. خبر متواتر خبری است که در هر طبقه [افراد زیادی] آن را نقل کردهاند.