مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٣ - نقدی بر کتاب « زمینه جامعه شناسی »
او ظاهر میشود، زیرا همه این آثار وابسته به یک واقعیت جوهری است که این آثار متعلق به آن هستند.
پس این تعریفها در عین اینکه درست است تعریف خود واقعیت تکامل نیست، و مؤید این مطلب اینکه تکامل یک مفهوم تشکیکی است، تکامل این است که شئ یک چیزی را دارد، بعد در همان که دارد افزایش پیدا میکند، نه اینکه دارای چیز دیگری میشود در کنار آن. اصلا معنای نقص و کمال این است که نسبت کاملتر با ناقصتر آن است که مابه الامتیازش با ناقصتر در هما مابه الاشتراک آن است، و این جز اینکه ما فلسفه وجودی خودمان را بپذیریم معنی ندارد. از اینجا چنین نتیجه گرفته میشود که: اگر بعضی چیزها را تکامل به شمار میآوریم، در واقع اینها تکامل حقیقی نیست و مجازا تکامل به آنها اطلاق میشود، مثل واحدهای اعتباری مانند ماشین و خانه و امثال اینها که میگوییم مثلًا ماشینهای مدل ٧٥ نسبت به مدلهای پیشین تکامل پیدا کرده است، در صورتی که ماشین یک واحد حقیقی نیست. آنچه که در ماشین واقعیت دارد اجزاء آن است که یک ارتباط مکانیکی میان آنها هست و ما این مجموعه مرتبط را مانند واحدهای حقیقی به شمار میآوریم و میگوییم تکامل پیدا کرده است، و الّا این که از خودش حرکتی ندارد تا تکامل پیدا کند. در قوانین و امور اعتباری دیگر هم وضع از همین قرار است و تکامل قانون، تکامل مجازی است نه حقیقی، و این یک امر طبیعی است که در کنار یک حقیقت دهها مجاز ساخته شود. در مورد قوانین مثلًا قانون راهنمایی میگویند در آغاز ناقص بود و تدریجا تکامل پیدا کرده است. حالا واقعاً تکامل پیدا کرده است؟ واقعاً در عالم عین چیزی بوده که حرکت کرده و کامل شده است؟ قهراً نه، و تکامل واقعی در این مورد مربوط به مغز مفکر و قانونگزار است که تدریجاً کامل شده است، و مربوط به علم اوست که افزوده شده است.
نقدی بر کتاب « زمینه جامعه شناسی »
فصلی از این کتاب که مستقیما با بحث امروز ما مربوط میشود فصل بیست و ششم است تحت عنوان «تکامل اجتماعی»، ولی چند فصل دیگر هست که مقدمه آن فصل به شمار میرود و ما برای اینکه اصول و مبانی اینها به دست بیاید خلاصه آن چند فصل را بیان میکنیم.