مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٥ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
تعبیر دیگر مسدود بودن باشد. در باب ایران ساسانی همین خصوصیت وجود داشت و ایستایی آن جامعه مربوط به همان مسدود بودن بود و ایرانیها در دوره اسلام استعدادهایشان شکفت. این ملت و این نژاد که در دوره اسلامی اینهمه استعداد و لیاقت از خود نشان داد، در دوره قبل از اسلام راستش را بخواهید یک نفر دانشمند هم نداشت، آن چند نفری هم که اسم میبرند دروغ است. شیخ اشراق هم که از فیلسوفانی به نام «فهلویون» نام میبرد از یک کتابهای افسانهای گرفته است و ارزش تاریخی ندارد. علت این اختلاف بین ایرانیهای قبل از اسلام و بعد از اسلام این است که جامعه ایران قبل از اسلام یک جامعه بسته بود، یکی بسته بودن طبقات در داخل جامعه، یعنی طبقات به قول عربها مقفّل بود، موزه گرزاده باید موزهگر باشد و حق درس خواندن و دبیر شدن نداشت و جبرا باید در همان طبقه باقی بماند. نوع دوم، بستگی خارجی بود و علت آن این بود که دین زردشت اساساً داعیه جهانی نداشت و تنها وابسته به آریا و دستگاه شاهنشاهی و این حرفها بود، این موبدها یک حصاری به دور ایران کشیده بودند، نه میگذاشتند چیزی از اینجا بیرون برود و نه چیزی از بیرون بیاید، این بود که تراوش فرهنگی وجود نداشت. در اسلام گذشته از تشویقی که به تعلیم و تعلم شده است، یکی از عوامل [شکوفایی استعدادها] این بود که مرزها را درهم شکست و در اثر درهم شکستن مرزها تلاقی بین تمدنها واقع شد و در این تلاقیها بود که ایرانیها که بالفطره استعدادشان خوب بود توانستند استعدادشان را بروز بدهند.
پس این مطلب که عدم تراوش فرهنگی سبب ایستایی جامعه میشود، حرف درستی است. ولی چیزهای دیگری هم ذکر کرده است راجع به ایستگرایی که حرف خوبی هم هست. میگوید بعضی جامعهها به این دلیل ایستا میشوند که یک سلسله عادات و تقالید گذشته به شدت بر آنها حاکم است و یک تعصب بقا بر وضع گذشته؛ [یعنی] گذشته فقط به دلیل گذشته بودن مقدس است. چنین وضعی برای یک جامعه خطر بزرگی است. [اساساً] دو خطر برای جامعه ممکن است پیش بیاید؛ یکی اینکه گذشته به دلیل گذشته بودن مقدس شود، و دیگر اینکه چیز نو و تازه به دلیل تازه بودنش خوب باشد و تازه بودن مساوی با خوب بودن باشد، یعنی زمان همیشه مساوی با پیشرفت است و پسرفت ندارد. معلوم است که این وضع جامعه را به چه انحطاطهایی میکشاند؛ و همچنین اگر جامعهای گذشته را به دلیل گذشته بودن