مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٦ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
مقدس بداند، در صورتی که معیار «مقدس بودن» گذشته بودن نیست، بلکه این همان چیزی است که ما آن را «تقلید» مینامیم.
عامل دیگری که سبب ایستایی جامعه میشود این است که طبقهای در یک جامعهای پیدا میشوند که از وضع موجود سود میبرند و اگر وضع موجود تغییر کند به زیان آنهاست، به سود جامعه است ولی به زیان آنهاست. اینها مبارزه میکنند و جلوی حرکت جامعه را میگیرند و احیانا آن طبقه عوام سنتگرا را هم وسیله قرار میدهند.
این دو مطلب که سبب توقف جامعه میشود- یعنی دلبستگی به گذشته، که گذشته را از آن جهت که گذشته است تقدیس میکند و قهرا نو را از آن جهت که نو است تقبیح میکند- در قرآن به آن اشاره شده است. راجع به مطلب اول که زیاد آمده است و تقریبا همه پیغمبران با این حرف که «انّا وجدنا اباءنا علی امّة و انّا علی اثارهم مقتدون» [١] روبرو شدهاند. با اینکه برخورد امتها با پیغمبران، مختلف بود و هر امتی با یک خصائص و فساد اخلاق مخصوص با پیغمبران روبرو شدهاند، ولی یک امر مشترکی که همه پیغمبران با آن روبرو شدهاند همان اصل تقلید است. مطلب دوم که عکس این وضع است، رم کردن از جدید است، که این هم وجود داشته و تازه را به دلیل تازه بودن تقبیح میکردند و با هر چیز جدیدی مخالفند. بعضی این حدیث نبوی را که راجع به احداث در دین است: «شرّ الامور محدثاتها» [٢] به همه چیز تعمیم میدهند، در صورتی که مسلّما در اینجا نظر به بدعت است، بدعت در دین. عدهای دیگر بدعت را که یک اصطلاح مذهبی است و نکوهیده بودنش هم به علت این است که در مورد تشریعات مذهبی است، تعمیم میدهند و به هر امر تازهای اطلاق میکنند و میگویند: بدعت خوب است، چرا با بدعت مخالفت میکنید؟ انسان باید بدعتگزار (یعنی نوآور) باشد. دیگر فکر نمیکنند بدعتگزار در چه امری؟ امری که از صلاحیت شخص بیرون است؟ مثلًا در دین، یا شخص غیر متخصص در غیر موارد صلاحیت خودش؟ اینها که معقول نیست. شخص ناوارد در پزشکی اگر بخواهد در طبابت بدعت ایجاد کند هزاران نفر را خواهد کشت.
[١]. زخرف ٢٣.[٢]. بحار الانوار، ج ٧٧/ ص ١١٥.