مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١ - توصیف علی ( ع ) از « عارف »
بشر غالباً در حالت افراط یا تفریط است و در نقطه وسط کمتر میایستد. قرنها غرق در موجهای درونگرایی بودیم و اعراض از بیرونگرایی میکردیم، و من حس میکنم که باز کمکم متوجه بیرونگرایی میشویم و در حال اعراض از درون هستیم، آن هم به عنوان اینکه در اسلام چنین مسائلی مطرح نیست.
توصیف علی ( ع ) از « عارف »
جوانان ما به حق و به طور شایسته به نهج البلاغه احترام میگزارند. نهج البلاغه چگونه کتابی است؟ از نظر شما کتابی درونگراست یا بیرونگرا؟ خودتان میدانید که نهج البلاغه تا چه حد بیرونگراست، اما جنبههای درونگرایی نهج البلاغه را میدانید یا نه؟ عالیترین و دقیقترین و ظریفترین درونگراییها در همین نهج البلاغه است: «قد احیی عقله و امات نفسه حتّی دقّ جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع کثیر البرق فابان له الطّریق و سلک به السّبیل و تدافعته الابواب الی باب السّلامة و دار الاقامة» [١]. یک مرد عارف و تزکیه شده را توصیف میکند: عقل خودش را زنده کرد، نفس امّارهاش را میراند، غلظتهای وجودش را رقیق کرد، چه غلظتهای جسمانی و چه غلظتهای روحانی (آدمی که یک عمر خورده و خوابیده و چربی در بدنش جمع شده هیچوقت آدم نمیشود)، این غلظتها را از بین برد، با یک ریاضت معنوی خودش را پاک کرد، آلودگیها را که در اثر ترفها و تنعّمها در وجودش پیدا شده بود زدود، همه غلظتهایی را که در روحش بود از بین برد و بدنش را نازک کرد (دقّ جلیله و لطف غلیظه) تا آنجا که یک برق از درونش جهید (و برق له لامع کثیر البرق) برق جهید و راه را برایش روشن کرد؛ بعد، از یک در وارد شد، او را از این در به آن در بردند و از آن در به در دیگر، تا به آن محلّ نهایی رسید، آنجا که بارگاه الهی و بارگاه ربوبی است.
اکنون نمیخواهم اینها را شرح کنم. باور کنید که در طول هزار و سیصد سال عرفان و این همه عرفای بزرگی که ما داشتهایم- که در دنیا عرفای اسلام نظیر ندارند- یک عارف نتوانسته جملاتی نظیر این سه سطر نهج البلاغه بیاورد.
این همان علی میدان جنگ است، این همان علی است که از شمشیرش در
[١]. نهج البلاغه عبده، خطبه ٢١٨.