مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠ - قرآن و جدا نبودن درون گرایی و برون گرایی
در آیه دیگر میفرماید:«و الّذین اهتدوا زادهم هدی» [١] کسانی که مهتدی هستند خدا بر هدایتشان میافزاید. تو یک قدم به سوی خدا بردار خدا یک قدم بزرگتر به سوی تو بر میدارد (زادهم هدی).
ببینید قرآن راجع به اصحاب کهف [٢] چطور حرف میزند و چگونه معنویت و به اصطلاح مادّیت یا برون و درون را یکی قرار میدهد:«نحن نقصّ علیک نبأهم بالحقّ انّهم فتیة امنوا بربّهم و زدناهم هدی و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربّنا ربّ السّموات و الارض لن ندعو من دونه الها لقد قلنا اذا شططا» [٣] ای پیامبر! برای تو داستان اینها را که حقیقت است- افسانه نیست- بیان میکنیم: اینها جوانمردانی بودند که به پروردگار خود ایمان آوردند و تسلیم پروردگارشان شدند، ما هم بر هدایت معنوی آنها افزودیم؛ آنها یک قدم به سوی ما برداشتند و ما دو قدم به سوی آنها برداشتیم: یکی اینکه به آنها روشنی بخشیدیم و دیگر آنکه به آنان قوّت قلب عطا کردیم (که قرآن در بعضی موارد از آن تعبیر به «انزال سکینه» میکند:«فانزل اللّه سکینته علیه و ایده بجنود لم تروها» [٤] و در جای دیگر میفرماید:«ثمّ انزل اللّه سکینته علی رسوله و علی المؤمنین» [٥] که راجع به همه مؤمنین بیان میکند). اینها در یک نظام شرکآمیز و شرکآلود قرار گرفته بودند و بر علیه این نظام قیام و طغیان کردند، ما هم به حکم ایمان و عقیدهای که داشتند بر بصیرت و قوّت قلب و شجاعتشان و بر حماسه و سطوت روحی آنها افزودیم، چرا؟ پاداش کارهایشان بود که به آنها دادیم؛ در همین دنیا پاداش دادیم «و قالوا ربّنا ربّ السّموات و الارض» پروردگار ما، آن پروردگاری که باید در مقابلش تسلیم شویم، آن نیرویی که فقط باید در برابر او خاضع شویم جز پروردگار آسمانها و زمین نیست و جز او به پروردگاری ایمان و اذعان نداریم؛ اگر غیر از خدای عالم معبود دیگری برای خود اتخاذ کنیم خیلی اشتباه کردهایم و به راه غلط رفتهایم. این، توأم بودن ایندو با یکدیگر است.
[١]. محمد/ ١٧.[٢]. قرآن از اصحاب کهف به «جوانمردان» تعبیر میکند (انّهم فتیة). از امام سؤال میکنند که چرا قرآن اینها را «جوان» نامیده، مگر اینها جوان بودهاند؟ فرمود: نه، اتفاقا جوان هم نبودند پیرمرد بودند، ولی جوانمرد بودند.[٣]. کهف/ ١٣ و ١٤.[٤]. توبه/ ٤٠.[٥]. توبه/ ٢٦.