مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٢ - تأثیر عمل در نظر معارف اسلامی
باشد و علم او هر نوعیت خاص و چگونگی خاص داشته باشد، عملش قهرا تابعی است از علمش (قل کلّ یعمل علی شاکلته) [١]، عکس قضیه هم صادق است؛ یعنی اگر انسان ولو به حکم یک سلسله علل اتفاقی، یک عملی انجام بدهد که این عمل متناسب با یک فکر خاص و یک روح خاص باشد [این عمل در او تأثیر متناسب با خود را میگذارد]. یک آدم باتقوا مادام که باتقواست و مادام که با اصول تقوا فکر میکند، عملی که از او سر میزند متناسب با اوست. حالا این شخص باتقوا در یک شرایطی قرار میگیرد که فکر گناه در او پیدا میشود، بعد گناهی مرتکب میشود برخلاف مقتضای تقوایش. این گناه، او را به همان حالت اول باقی نمیگذارد و او دیگر آن آدم اول نیست، چون وقتی انسان عملی را مرتکب میشود، اندیشه آن عمل در روحش پیدا میشود، تصور آن عمل و غایت آن عمل برای او پیدا میشود، یعنی روحش با عمل نوعی اتحاد پیدا میکند. این است که بعد از آنکه عمل پایان یافت، اثری از آن در روح انسان باقی میماند [٢]. اگر همین عمل تکرار شود، درست مثل صورت ضعیفی که از یک شئ گذاشته شده، بار دوم این اثر روی اثر اول میآید و آن را عمیقتر میکند. اگر این عمل بارها تکرار شود، کمکم به گونهای میشود که اثر اینها تدریجا غلبه میکند بر وضع سابق، یعنی تا یک مدتی در روح انسان دو کیفیت متضاد هست و به قول امروز انسان دارای دو شخصیت است، نیمی از وجودش وجود تقوایی است واقعاً، و نیمه دیگر از وجودش وجود یک فاسق است واقعاً، گاهی این نیمه غلبه میکند و گاهی آن نیمه و به قول خیام:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام | گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام | |