مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٣ - تأثیر عمل در نظر معارف اسلامی
طرف. بعد کم کم به صورتی میشود که آن نیمه غلبه پیدا میکند؛ یعنی تدریجا صورت روحش صورت این عمل فاسقانه و فاجرانه میشود. آن وقت است که در نهایت سهولت این عمل فسق و فجور از او صادر میشود و دیگر وقتی میخواهد عمل تقوایی انجام دهد برایش یک امر غیر طبیعی است:«کلّا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون». از این بهتر دیگر نمیشود تأثیر عمل بر روح را بیان کرد، تأثیر عمل در ساختن انسان و در چگونه ساختن انسان: همان نفس عملشان رینی بر قلبشان به وجود آورده است.
این مطلب وارد شده است که خداوند در قلب انسان یک نقطه سفیدی آفریده است و وقتی انسان گناهی میکند نقطه سیاهی در آن نقطه سفید پیدا میشود (این نقطه سفید همان فطرت پاک انسان است) و وقتی گناه تکرار میشود آن سیاهی کم کم توسعه پیدا میکند تا به حدی که تمام آن سفیدی را میگیرد. حدیثی هست از حضرت باقر (علیه السلام) که سه نوع قلب داریم: قلب منکوس ... و قلب فیه نکتة سوداء ... و قلب مفتوح ... [١].
اینها همه معنایش تأثیر عمل است در شخصیت انسان؛ یعنی عمل صرفا یک امر متأخر از [شخصیت انسان نیست] چنانکه بعضی از حکمای قدیم فکر میکردند که انسان است و اندیشه انسان، اگر خوب بشود از راه اندیشه مستقل از عمل (یعنی قیاسات ذهنی تشکیل دادن) خوب میشود و اگر هم بد بشود از راه اندیشه بد میشود و عمل به هر حال یک امری است متأخر از شخصیت انسان و هیچ تأثیری روی شخصیت انسان نمیگذارد؛ نه، این حرف را ما نمیگوییم. به هر حال اگر این مطلب در فکر یونانی یا بعضی از اروپاییان باشد، ما قطعا چنین چیزی را نمیگوییم، مخصوصا با توجه به این اصلی که حکمای ما در مورد تأثیر متقابل نفس و بدن در یکدیگر دارند که میگویند:«ان النفس و البدن یتعاکسان ایجابا و اعدادا» [٢] که مقصود تأثیر متقابلی است که نفس در بدن میگذارد و بدن و اعمال بدن روی نفس میگذارد.
[١]. رجوع شود به تفسیر المیزان، ذیل آیه فوق الذکر، این مطلب در آنجا توضیح داده شده است.
بحار، ج ٧٠/ ص ٥١ و کافی، ج ٢/ ص ٤٢٣.
[٢]. البته برای این مطلب بابی باز نکردهاند ولی به طور متفرق در کلماتشان زیاد است و در اسفارهم تحت همین عنوان ذکر شده است.