مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - جدل، منطق نیروها
تطابق با خارج بکنم؟ و بعد میبینیم که او چیزهایی از قبیل علیت را هم ذهنی دانسته است و در این صورت به او اشکال میشود که اگر حتی علیت هم ذهنی است، ما به چه دلیل میتوانیم حکم کنیم که «خارج» ی وجود دارد و این صوری که شما میگویید از خارج آمده، واقعاً از خارج آمده است؟ راهی برای این حکم نداریم مگر اصل علیت. علیت را هم که شما میگویید ساخته ذهن است، پس هیچ اندر هیچ!!
یک وقت است که ما ساده انگاری میکنیم [و پاسخی سطحی به مسئله میدهیم. در اینجا سخنی حساب نشده گفتهایم، سخنی عامیانه که ارزش فلسفی ندارد].
حرفهای مارکسیستها بیشتر جاذبهاش را از همان جنبه عامیانهاش دارد، یعنی حرفهایی است که عوامپسند است، مثلًا میگویند: «ما میگوییم علم جز انعکاس خارج چیز دیگری نیست؛ آنها میگویند نه، علم امور ذهنی است؛ آیا حرف ما درست است یا حرف آنها؟». طبع هر عوامی حرف آنها را تصدیق میکند و میگوید ذهن انسان حق ندارد چیزی از پیش خود بسازد، علم یعنی انعکاس مستقیم خارج. اما یک وقت است که ما واقعاً میخواهیم مسئله را حل کنیم. در اینجا میبینیم هر تجربی مذهبی نیز به ناچار این اصل کلی را قبول میکند که در هر تجربهای یک قیاس پنهان است، و الا اگر ما باشیم با آن مقداری که عمل تجربه میرساند، جز یک سلسله امور جزئی چیز دیگری به دست نمیآوریم، اما این ذهن ماست که بعد با قیاسهای مخفی و پنهانی- که بوعلی و امثال بوعلی ذکر کردهاند- میآید اطلاعات به دست آمده را به مشابهات واقعی خودش تعمیم میدهد بعد از آنکه ملاک را به دست میآورد (همان قاعده «حکم الامثال فی ما یجوز و فیما لا یجوز واحد»)؛ و این مسئلهای نیست که بتوان آن را با آن سخن عامیانه که علم جز انعکاس خارج چیز دیگری نیست حل کرد. سابقا گفتیم: اشتباه است که کسی سیر ذهن را همیشه از جزئی به کلی بداند، همچنانکه اشتباه است که سیر آن را همیشه از کلی به جزئی بداند، سیر ذهن نه منحصر است به سیر صعودی و نه منحصر است به سیر نزولی.
اینها آمدهاند گفتهاند که قدما سیر ذهن را همیشه نزولی میدانستند و ما آن را صعودی میدانیم. اما حقیقت این است که سیر ذهن صعودی و نزولی است؛ یعنی ذهن از جزئی به کلی میرود، دو مرتبه از آن کلی به جزئیات دیگر میرود. اینها که انعکاس مستقیم بیرون نمیتواند باشد. معضل بزرگ حتی برای خود اروپاییها همین بوده است. شخصی مثل هیوم پیدا میشود و میگوید: «من از علم آن مقدار را قبول دارم که