مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٣ - اقسام تقابل
اقسام تقابل
بعد بحث اقسام تقابل مطرح میشود، که در اینجا هم در مورد نحوه تقسیم کردن و نظایر آن، بحثها و اشکالاتی هست که به مسأله ما ارتباطی ندارد و متعرض آن نمیشویم. اجمالا تقابل را به چهار قسم تقسیم میکنند، میگویند:
متقابلین یا اینکه یکی از آندو عدم دیگری است، یا اینکه عدم دیگری نیست. اگر یکی از آندو عدم دیگری باشد باز بر دو قسم است: یک وقت هست که در آنجا اعتبار شأنیت میشود، یعنی عدم دیگری است و در این عدم اعتبار شأنیت وجود شده است، و یک وقت هست که اعتبار شأنیت نشده است. آنکه اعتبار شأنیت وجود در آن شده است «عدم و ملکه» است، و آنکه اعتبار شأنیت وجود در آن نشده است «ایجاب و سلب» است. اما اگر یکی از آندو عدم دیگری نباشد، یا آندو به نحوی هستند که در تعقل ملازم یکدیگرند، یا نه، ملازم نیستند. اگر تعقل هر یک ملازم با دیگری باشد متضایفین هستند و اگر ملازم نباشد متضادین میباشند. روشن است که این تقسیم، حصر عقلی نیست، استقراء است، یعنی در میان اشیاء متقابل، به حسب استقراء ما به این چهار قسم برخورد کردیم.
گاهی تقابل را به نحو دیگری تقسیم میکنند که البته از نظر فنی ممکن است اشکال بیشتری به آن وارد باشد. میگویند:
متقابلین یا هر دو وجودی هستند و یا یکی وجودی و دیگری عدمی است. اگر هر دو وجودی باشند، یا تعقل هر یک ملازم است با تعقل دیگری یا ملازم نیست. اگر ملازم باشد متضایفین هستند و الّا متضادین میباشند؛ و اگر یکی وجودی باشد و دیگری عدمی، یا اعتبار شأنیت شده است یا نشده، اگر اعتبار شأنیت شده باشد تقابل «عدم و ملکه» است و الّا تقابل «ایجاب و سلب» است.
پس اصطلاح «متضادین» اینجا پیدا میشود؛ از باب وحدت و کثرت شروع میشود، از آنجا میرسیم به غیریت و از غیریت به تقابل و از تقابل به متضادین.
یک بحث دیگری هست راجع به اینکه خود وحدت و کثرت چه تقابلی بینشان هست؟ مرحوم آخوند در اسفار به این نتیجه میرسد که تقابل بین ایندو نوع پنجمی از تقابل است، و این دلیل بر این است که حصر تقابل در آن چهار قسم حصر عقلی