مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦١ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
وضعیت اجتماعی انسان است. در شرایطی میتوان آن را فرمانروایی یا امپراطوری سرمایه نامید.» [١]
مدعی میگوید:
«انسان تنها در شرایط کنونی نیست که سرگشته است، همیشه سرگشته و بدبخت و بیپناه بوده است. چاره این بدبختی و سرگشتگی خودکشی دسته جمعی است یا خودکشی فرد منتخب است یعنی فرد با شعور و آگاه که به علوّ فرهنگی رسیده است.» [٢]
مجادل جواب میدهد:
«انسان در طول تاریخ سرگشته بوده است اما سرگشتگی سرنوشت انسان نیست، ساخت جامعههای انسان در طول تاریخ غلط بوده. اما انسان پیوسته کوشیده با سازمان زندگانی اجتماعی خویش را بهتر کند، یعنی انسان در بستر زمان تکامل پیدا کرده است.» [٣]
مدعی میگوید: تکامل را تعریف کنید.
مجادل میگوید: منظور از تکامل، تکامل در معنای تاریخی و انسانی است (نه داروینی)، یعنی افزایش امکانات در هر زمینهای، مادی و معنوی.
مدعی میگوید: شما میخواهید بگویید انسان اگر چه بدبخت بوده ولی زمینه برای خوشبختی فراهم شده است، در صورتی که اگر تکاملی در علم و صنعت بوده، در بدبختی هم تکامل بوده است، پس زمینه هم بهتر نشده است و به موازات افزایش امکانات، افزایش تنهاییها، دلهرهها، ترسها، دغدغهها هم بوده. همان طور که قابیل هابیل را کشت امروزه هم مردم یکدیگر را میکشند به طور مدرنتر و با کلمات شیکتر. انسان همان حیوانی بوده که هست. پس انسان در انسانیتش تکامل پیدا نکرده، فقط ابزار قتل و تعدّیش تکامل پیدا کرده است. انسان اوّلی با چوب و سنگ میکشت، این با موشک میکشد، پس چه فرق کرده؟ بلکه بدتر هم شده چون بیشتر
[١]. جدال با مدعی، چاپ اول، ص ٤٤ و ٤٧.[٢]. همان، ص ٤٧.[٣]. همان، ص ٤٧ و ٤٨.