مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٢ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
میکشد [١].
مجادل میگوید: اما چرا کشت و کشتار در کار است؟ یعنی قبول میکند که کشت و کشتار زیاد شده و تقریبا نمیخواهد بگوید تکامل پیدا شده ولی میخواهد بگوید این وضع یک علت دارد و این علت هم از بین خواهد رفت و به علم و صنعت مربوط نیست. خوب، راست است، به علم و صنعت فی حد ذاته مربوط نیست، به یک کمبود مربوط است. حرف ما هم همین است. ما هم میگوییم به یک کمبود مربوط است، منتها ما این کمبود را یک امر درونی انسان میدانیم که ایمان باشد و میگوییم علم به تنهایی کافی نیست کما اینکه این نظام بیطبقه هم که اینها میگویند هیچ کاری از او ساخته نیست؛ در نهایت امر آن چیزی که انسان را به انسانیتش میرساند ایمان است و بس و هیچ چیز دیگری نیست. ولی اینها اساساً مسأله ایمان را طرح نکرده و نمیکنند چون یکی از اینها طرفدار خودکشی است و دیگری طرفدار جامعه بیطبقه!
سپس مجادل ادامه میدهد و میگوید: این به علم و صنعت مربوط نیست، به ایدئولوژیهای فرمانروا بر انسان در جهان گذشته و اکنون مربوط میشود:
«از آنجا که در این جامعهها تضاد در کار بوده و همیشه یک طبقه کوشش کرده تا طبقه دیگر را زیر سلطه ظالمانه خودش داشته باشد، کشت و کشتار و دیگر بدبختیهای اجتماعی در کار بوده و هست.» [٢]
در اینجا باز مطلب رنگ مارکسیستی به خودش میگیرد. در مارکسیسم اساس این است که از روزی که مالکیت پیدا شد بدبختی پیدا شد و تا مالکیت هست بدبختی هم ادامه خواهد داشت و آن روزی بدبختی از جامعه انسانی رخت برمیبندد که مالکیت اشتراکی جایگزین مالکیت فردی شود و لهذا با اینکه اینها دورهها را به چند قسم تقسیم میکنند: فئودالی، بورژوازی، سرمایهداری، از نظر دیگر همه اینها را یک دوره حساب میکنند، میگویند: مالکیت اشتراکی بدوی، بعد دوره مالکیت فردی که همه دورهها باشد، بعد باز مالکیت اشتراکی. مالکیت اشتراکی اول دوره آسایش
[١]. همان، ص ٤٨.[٢]. همان، ص ٤٩.