مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٩ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
بعد فصلی دارد تحت عنوان «تغییر کارکردهای سازمانها در عصر جدید» که در بند ٤ آن به مسأله تمرکز کارکردهای اجتماعی اشاره کرده و میخواهد یک نتایج سوسیالیستی از آن بگیرد. میگوید:
«در عصر جدید بر اثر انحطاط نظام زمینداری (فئودالیزم) و پیدایش حکومت متمرکز و تقویت روزافزون ملتگرایی (ناسیونالیزم) زمام بسیاری از کارکردهای اجتماعی دست حکومت افتاده است.»
بعد از توضیحاتی میگوید:
«میتوان انتظار داشت در دهههای آینده حکومتها نیروهای تولیدی را در اختیار خویش بگیرند (یعنی همین کاری که در کشورهای سوسیالیست کردهاند).»
بعد در بند ٣ میگوید:
«پیشرفت سریع که کمال مطلوب همه جامعههای معاصر است حکومتها را بر آن میدارد که صنایع را متمرکز کنند و با نقشه و نظام سنجیده یگانهای مورد بهرهبرداری قرار دهند. به عبارت دیگر حکومتها برای تبدیل اقتصاد خود به خودی یا اقتصاد نسنجیده و یا اقتصاد بینقشه سازمانهای خصوصی به اقتصاد سنجیده یا اقتصاد با نقشه دولتی، از متمرکز کردن صنایع ناگزیرند.»
این یک مسأله حاد و مهمی است که در عصر جدید مطرح است و آن اینکه در عصر قدیم یک اقتصاد آزاد بوده که تولید دلبخواهی بود و بیحساب گندم میکاشتند و یا مواد غذایی دیگر تولید میکردند بدون در نظر گرفتن مقدار نیاز و مصرف، و هر کشاورزی خودش تصمیم میگرفت با دید محدود خودش، و در اقتصادهای سوسیالیستی تمام این کارها در دست دولت است و مالکیت خصوصی در کار نیست. مسلّماً نه آن آزادی بیحساب قبلی درست است و نه سلب آزادی کامل سوسیالیزم. این است که به فکر راه وسطی افتادهاند که در عین اینکه مالکیت خصوصی وجود داشته باشد، برنامهریزی شده باشد و روی نقشه باشد و دولت بر مؤسسات خصوصی نظارت داشته باشد. ولی اینها این وضع را دلیل بر این گرفتند که دنیا به طرف سوسیالیزم و تمرکز پیش میرود.
بعد مسأله ملی کردن صنایع را پیش کشیده است که چطور ملتهای مختلف به