مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - قرآن و مسأله ای از حیات
آن یک فرد و یک دانه را فقط به عنوان مخلوق خدا و مولود اراده خدا معرفی کند.
در قرآن کریم ذکر خلقت آدم اول آمده ولی نه برای اثبات توحید و استدلال به اینکه پس چون آدم اوّلی بوده، این دلیل است که خلقتی وارد شده و اراده خداوند ظهور کرده و به اصطلاح «دست قدرت الهی از آستین بیرون آمده»؛ هیچوقت در آستین نبوده و هیچوقت هم در آستین نخواهد رفت.
یک نکته عجیب از قرآن این است که در قصه آدم به تعلیمات اخلاقی و تربیتی زیادی اشاره میکند، از قبیل: شایستگی بشر برای رسیدن به مقام خلافة اللهی، استعداد فراوان بشر برای علم، خضوع فرشتگان در پیشگاه علم، استعداد بشر برای پیشی گرفتن بر فرشتگان، زیانهای طمع، زیانهای کبر، اثر گناه برای ساقط کردن انسان از عالیترین درجات، اثر توبه برای نجات دادن انسان و برگرداندن او به مقام قرب حق، تخدیر بشر از وساوس گمراه کننده شیطانی و امثال اینها؛ ولی به هیچ وجه وضع خاص و استثنائی خلقت آدم به موضوع توحید و شناختن خالق ربط داده نشده است و چون غرض از ذکر داستان آدم یک سلسله تعلیمات اخلاقی و تربیتی بوده نه استشهاد به آغاز حیات برای توحید، تنها به ذکر آدم اول اکتفا شده و ذکری از سایر انواع حیوانها نشده که حیات آنها در روی زمین به چه نحو آغاز شده است.
قبلًا گفتیم که معمولًا الهیون همینکه به سراغ زنده اول میروند و راهی برای توجیه حیات او پیدا نمیکنند میگویند: «او دیگر با نفخه الهی به وجود آمده» ولی قرآن کریم همان طوری که حیات آدم اول را نفخه الهی میداند حیات سایر انسانها را نیز که روی نظام جاری صورت میگیرد نفخه الهی میداند.
در یک جا در موضوع آدم اول خطاب به فرشتگان میفرماید:
فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین [١].
همینکه خلقت او را تمام و از روح خود در او دمیدم پس شما برای او سجده کنید.
و در جای دیگر میفرماید:
و لقد خلقناکم ثمّ صوّرناکم ثمّ قلنا للملائکة اسجدوا لادم [٢].
[١] حجر/ ٢٩ و ص/ ٧٢.[٢] اعراف/ ١١.