مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠ - مکانیزم شناخت عرفانی
در اخلاق فلسفی، اخلاقی که همه فیلسوفان گفتهاند، همین قدر گفته شده است که برای انسان، ایثار فضیلت است ولی خودخواهی و استیثار رذیلت است؛ شجاعت، اخلاق ولی جبن و تهوّر ضد اخلاق است؛ سخاوت، خوب ولی بخل و اسراف بد است؛ صبر و خویشتنداری، خوب ولی جزع و فزع و بیتابی کردن بد است، و از این قبیل مسائل. انسان یک کتاب اخلاق از کتب علمای اخلاق را که بخواند میبیند مجموعهای از امور را توصیه و مجموعه دیگری را منع کردهاند: آنها بد است و اینها خوب. آنگاه انسان خودش را مثل اتاقی میبیند که هیچ دکوری ندارد، در و دیوارش خالی محض است، ولی مقدار زیادی دکور و زینت آلات گذاشتهاند و میگویند اگر میخواهی اینجا مزین شود، اینها را نصب کن. فلاسفه چنین خیال کردهاند که نفس و روح انسان موجودی است که مجموعه این فضائل باید در آن وجود داشته باشد.
ولی آنها (عرفا) گفتهاند مسأله اینطور نیست؛ تو مانند یک نهال در حال حرکت و تحوّل هستی، داری [مسیری را] منزل بعد از منزل طی میکنی؛ اگر میخواهی مراحل انسانیت را طی کنی باید از منزل اول شروع کنی و ده منزل را طی کنی (برای فواصل کمتر صد منزل میگویند و برای فواصل نزدیکتر هزار منزل). مثلًا اولین منزل تو «یقظه» (بیداری و آگاهی) است، منزل دوم تو «توبه» است، منزل سوم «انابه» است، منزل چهارم «تفکر» و منزل پنجم «محاسبه» است. همین طور منزل به منزل بیان میکنند و انسان را تا آنجایی که خودشان معتقدند میبرند [١]. بنابر این در پاسخ به این سؤال که آیا [شناخت عرفانی] مکانیزمی دارد یا نه، باید گفت: مکانیزم بسیار عالی دارد. اینها جزء نفایس و ذخایر معارف دنیای اسلام است. گو اینکه امروز یک اخ اخ کردن و یک تف تف کردن در بین خود ما پیدا شده است، ولی فرنگیها اکنون قدر اینها را بهتر از ما میدانند.
اگر منازل عرفان را در نظر بگیریم، شناخت چند مرحلهای است (ده مرحلهای است و به یک حساب صد مرحلهای و به حساب دیگر هزار مرحلهای) ولی به یک حساب دیگر تک مرحلهای است، چون همه از یک منبع یعنی «دل» برمیخیزد و منابع
[١]. من به اساس این مطلب کاری ندارم. البته من خودم جدا این مطالب را قبول دارم ولی اینجا نمیخواهم این مسأله را طرح کنم.