مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - طبیعت، منبعی برای شناخت
ارزش نظری و شناختی [١].
ولی اینها در میان صاحبنظران جهان کم هستند؛ اکثر صاحبنظران، طبیعت را منبعی برای شناخت میدانند.
حال آیا علم جدید که انسان میبیند از نظر فنی و صنعتی و تکنولوژی اینقدر پیشرفت کرده است، از نظر شناخت به معنی واقعی آن هم همین طور است؟ یعنی جهان را، واقعیت و عین را آنچنان که هست به ما ارائه میدهد؟ یا همان حرف دکارت درست است: به ما قدرت و توانایی میدهد، ارزش عملی برای ما دارد بدون اینکه ما بتوانیم مطمئن باشیم که علم امروز بشر، واقعیت را همان طور که هست نشان میدهد. برتراند راسل [٢] کتابی دارد به نام «جهانبینی علمی». او در این کتاب (که بحثهای خیلی جالبی هم کرده است) تحت عنوان «خصلت روشهای علمی» یا «محدودیتهای روشهای علمی»- که در واقع خدشه کردن در ارزش نظری و شناختی روشهای علمی است- با کمال صراحت این مطلب را میگوید که شگفت این است که روزبهروز بر ارزش عملی علم امروز افزوده میشود و این علم بیشتر به بشر قدرت و توانایی و تسلّط بر طبیعت میبخشد، ولی همچنین روزبهروز از ارزش نظری و ارزش شناختی و اینکه جهان آنچنان است که این علم نشان میدهد کاسته میشود، به طوری که بدیهیترین مسائل که برای علمای گذشته و برای مردم عادی یک امر مسلّم بوده است، از نظر یک فیزیکدان امری مشکوک است. میگوید اگر از من با زبان علمی بپرسی این جهان واقعیت چیست؟ و آیا نظامی هست؟ نمیدانم، نقطههایی اجمالًا هست، یک حوادث پراکنده در عالم هست، نه نظامی و نه ضرورتی و نه اساس و اصلی.
[١]. برگسون هم برای حواس و حتی برای قوه استدلال و تعقل و قیاس، ارزش عملی قائل است، ارزش نظری قائل نیست.[٢]. راسل با اینکه یک فیلسوف ماتریالیست است و با اینکه متأسفانه یک خصلت روحی دارد که شأن یک فیلسوف دانشمند نیست، یعنی وقار یک دانشمند و فیلسوف در او نیست (در نوشتههایش با هر کس که طرف میشود حرفهایش را با طنز و مسخرگی و دلقکبازی بیان میکند) ولی شک نداریم که مرد دانشمند و ریاضیدانی است، مردی است که در منطق جدید و منطق ریاضی شأن فوق العادهای دارد، یکی از فیلسوفان بزرگ دنیاست و چون یک فیلسوف ماتریالیستی که وابسته به یک حزب یا سیاست باشد نیست که افکارش جنبه دیکته شدن داشته باشد و مجبور باشد مطابق مصالح حزبی و سیاسی و مصالح آن کشوری که وابسته به آن است به صورت قالبی، دستوری و تلقینی حرف بزند، تا حدّ زیادی مرد آزاد فکری است و گاهی نظریاتی برخلاف فلسفه خودش میگوید.