مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - تعمیم قوه و فعل در اعراض اشیاء
دفعی حکمفرماست و سکون زمانی. بوعلی که بزرگترین نماینده مکتب ارسطویی در دوره اسلام است- هر چند خود صاحب نظریات زیادی مستقل از ارسطوست- نیز همین نظر را تأیید کرده بود. ولی صدر المتألهین گفت اساس عالم ما را جوهر تشکیل میدهد و اعراض تبعی و طفیلی هستند و شما جوهر را امری ثابت پنداشتهاید که گهگاه تغییرات دفعی پیدا میکند و حال آنکه در سراسر جهان ماده، ثباتی وجود ندارد و آرامشی نیست و نباید گفت که جهان متحرک است بلکه باید گفت که جهان یک واحد حرکت است و یک جریان دائم است. در اینجا مراد از «متحرک» متحرکی است که عین حرکت است. این در اعراض است که متحرک و حرکت دوتاست، لکن در جوهر، متحرک و حرکت یکی است. وی گفت گذشته از برهان، قرآن نیز این نظر را تأیید میکند. خداوند در قرآن از صیرورت و سیر همه اشیاء بدون استثناء به سوی مبدئی که از آن آغاز شدهاند سخن میگوید و این جز با حرکت عمومی سراسر طبیعت توجیهپذیر نیست (انّا للّه و انّا الیه راجعون [١]* کلّ الینا راجعون [٢]).
طبق این نظریه جهان یک پارچه حرکت و جریان است و یک پارچه حدوث. پس مسئله حادث بودن یا حادث نبودن عالم شکل دیگری پیدا میکند. جهان حادث است به معنی اینکه عین حدوث است، جهان حدوث دائم است، جهان به حقیقت «جهان» یعنی دائما در حال جهیدن است. نباید دنبال این بگردیم که جهان از کی آغاز شده و کی حادث شده است، این حرف بیمعنی است. جهان را از هر ابتدایی که فرض کنیم همیشه در حال حدوث بوده است. بنابر اصل عدم امکان انقطاع فیض، جهان از ازل وجود داشته و از ازل در حال حدوث بوده است، دائما موجود شده و فانی میشود اما حس ما آن را درک نمیکند. مطابق این نظریه از وقتی که آمدهایم و در این سالن نشستهایم تا حالا، خیال میکنیم که آنچه در این سالن در لحظه ورود ما بوده عیناً همان است که الآن هست، در حالی که اینچنین نیست، تغییر دائم بر همه محیط ما حاکم است، سالن دائماً در حال موجود شدن و فانی شدن بوده است و خود ما هم دائما در حال موجود شدن و فانی شدن هستیم. آرامش و ثبات مخصوص ماوراء الطبیعه است. ثبات متعلق به عالمی است وراء عالم طبیعت که عاری از نقص و قوه
[١]. بقره/ ١٥٦.[٢]. انبیاء/ ٩٣.