مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - دلیل اولی که حاجی در منظومه ذکر می کند این است که
اصالت ماهیت معنایش این است که کلّی منحصر در فرد باشد و بنا بر اصالت وجود که ذی ماهیت هم باشد از نظر ماهیتش باز همین است که کلّی منحصر در فرد باشد و از نظر وجودش این است که مثل نداشته باشد، و بنابر صرافت وجود اقتضای وحدت عین امتناع فرض ثانی و مثل است برای او. و همچنین در آغاز امر باید حساب کنیم که وجوب وجود عین ذات واجب است یا زائد بر ذات واجب هر چند بنابر اصالت ماهیت و اعتباریت وجود مطلقا معنا ندارد که وجوب وجود عین ذات واجب باشد زیرا بعد از آنکه خود وجود امر اعتباری شد نسبت وجود با چیز دیگر به طریق اولی اعتباری است ولی بنابر اصالت وجود قطعا میشود گفت که وجوب عین ذات واجب است، ولی آیا میشود بنابر اصالت وجود فرض کرد که وجوب زائد بر ذات واجب باشد یا نه؟ مطابق آنچه ما در باب «امکان» تحقیق کردهایم، بنابر اصالت وجود، ماهیت بالذات از حریم وجوب وجود و امکان وجود خارج است و ماهیت متصف میشود به وجوب یا امکان به تبع وجود. پس اگر بنا را بر اصالت وجود بگذاریم و ذات واجب را غیر ذی ماهیت بدانیم که قطعا وجوب عین ذات اوست، و اگر واجب را ذی ماهیت بدانیم ماهیت واجب به تبع و عرض وجود متصف به وجوب میشود نه بالذات. از اینجا معلوم میشود که تقسیم سهگانه اول از تقسیم دوگانه بعدی [مغنی] است. به هر حال باید فکر کنیم که اقتضای وحدت یا کثرت داشتن یعنی چه و معلّل بودن وحدت یا کثرت در صورت لا اقتضا بودن ذات یعنی چه؟
و شک نیست که اگر واجب الوجود را ماهیت منحصر در فرد بخواهیم فرض کنیم که وجود فردی از او ممکن و واجب و وجود فرد دیگری از او محال است، این مطلب معنا نخواهد داشت؛ اما بنابر اصالت ماهیت که واضح است زیرا حکم طبیعت فرق نمیکند، اگر طبیعت بالذات واجب است فرقی بین فرد واحد و افراد کثیره نیست و اگر ممتنع است باید تمام افراد آن ممتنع باشد، یعنی نمیشود یک طبیعت هم واجب باشد هم ممتنع؛ و بنابر اصالت وجود هم اگر واجب را صاحب ماهیت بدانیم همین طور است زیرا هر چند وجوب ماهیت از وجوب وجود پیدا میشود ولی عقل این نحوه وجود را غیر قابل تکرر نمیداند و معنا ندارد که وجود خاصی ابا داشته باشد از وجودی دیگر که مثل خودش است و منشأ امتناع او باشد و ماهیتش هم که تابع وجود است، و بعلاوه گفته شد که معنا ندارد ماهیت نسبت به یک فرد واجب و نسبت به فرد دیگر ممتنع باشد. پس اگر واجب را صاحب ماهیت بدانیم این معنی در او فرض