مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٩ - تضاد درونی اشیاء
تعبیری که در اینجا برای تکامل کرده است تعبیر بسیار زیبایی است. میگوید هر چیزی از خودش پیش میافتد. میخواهد بگوید آن مرحله بعد که تکامل است امری بیگانه نیست، بلکه خود این شئ است در مرحله بعد. خودش از خودش پیش میافتد، پس خودش در دو مقام قرار گرفته است؛ در مقام اول و در مقام سوم، و در مقام سوم، خودش از خودش پیش افتاده است.
تضاد درونی اشیاء
آنگاه در پایان سخن عبارات زیر را در زمینه تضاد درونی اشیاء از مائو نقل میکند:
«علت اصلی نشو و نمای هر چیز در برون آن یافت نمیشود بلکه برعکس در درون آن است. این علت ناشی از سرشت متضاد ملازم هر چیز و هر پدیده است. تضادها هستند که مولّد حرکت و نشو و نمای چیزها میشوند ... بدین ترتیب جدل مادیگرا نظریه متافیزیکی علت برونی را مصممانه رد میکند. همچنین در دنیای نباتات و حیوانات رشد ساده یعنی نشو و نمای کمّی نیز به طور اساسی به تحریک تضادهای درونی انجام میگیرد. جامعه نیز به طور دقیق به همین ترتیب است ...» [١]
در عبارات فوق میتوان به پاسخ یک سؤال دست یافت و آن اینکه فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک به قول خود مارکسیستها به دو بخش تقسیم میشود: بخش منطقی و بخش فلسفی. بخش منطقی را «دیالکتیک» و بخش فلسفی را «ماتریالیسم» مینامند. اکنون این سؤال مطرح میشود که رابطه این منطق با آن فلسفه به چه نحو است و چگونه است که از منطق دیالکتیک، ماتریالیسم استنتاج میشود. به عبارت دیگر ممکن است ابتدا به نظر برسد که دیالکتیک صرفاً یک منطق است و ماتریالیسم هم یک فلسفه است و ممکن است کسی منطق دیالکتیکی داشته باشد و در عین حال پیرو فلسفه الهی باشد [٢]؛ کما اینکه عکس آن هم ممکن است و بلکه وجود داشته
[١]. ص ٢٠.[٢]. در آن سالهای اول که به تهران رفته بودم در محله سرچشمه یک تابلو زده بودند و نوشته بودند: مکتب ماتریالیسم دیالکتیک الهی!!