مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٠ - کشف روان ناخودآگاه و « شناخت آیه ای »
کار را بکن؛ یعنی من کاری میکنم که تو اصلا به بیشعوری بزنی در حالی که خودت هم نمیفهمی). یکی از افرادی که دچار این نوع بیماریها بود و به تخیلات و اوهام گرفتار بود، از جمله تخیلاتش این بود که هر وقت کسالت پیدا میکرد، برای بهبود خودش نذر میکرد یک چلوکباب بخورد!
پس نتیجه اول کشف روان ناخودآگاه این بود که مسئله اصالت روح را بسیار روشن کرد؛ معلوم شد روان انسان خیلی عمیقتر از این حرف ساده بچهگانهای است که چهارتا ماتریالیست میگویند: [حالات روانی انسان معلول] فعل و انفعال شیمیایی سلسله اعصاب است.
کشف روان ناخودآگاه و « شناخت آیه ای »
نتیجه دوم، در «شناختشناسی» یعنی در مسئله «ما نحن فیه» است.
روان ناخودآگاه- که امروز از نظر علم یک حقیقت مسلّم شناخته میشود- نسبت به روان خودآگاه یعنی «غیب» نسبت به «شهادت». روان ناخودآگاه، غیب وجود انسان است [١]. قبلًا هم غیب و شهادت میگفتیم [ولی اینطور معنا میکردیم]: شهادت یعنی این بدن و غیب یعنی روان (همین روان خودآگاه). امروز ثابت شده که نه تنها شهادتی داریم (یعنی بدن) و غیبی داریم (یعنی روان) بلکه یک غیب غیبی هم داریم که همان روان ناخودآگاه است.
بدن خود را با حواس ظاهری حس میکنیم، روان را با حس باطن شهود میکنیم، اما روان ناخودآگاه را از کجا درک میکنیم؟ آیا فروید و امثال فروید روان ناخودآگاه را در لابراتوار کشف کردند؟ اگر در لابراتوار ببینند که جسمانی است و روان نیست. روان را کسی در لابراتوار نمیبیند (هیچ کس هم چنین ادعایی نکرده است) و اگر بگویید خودشان این را در خودشان احساس میکردند، آن وقت میشود روان خودآگاه. آری، از مجموع علائم و نشانههایی که در روان خودآگاه دیدند، کمکم آن را کشف کردند. از این علائم و بروزات و ظهورات، مخصوصا از آنچه که
[١]. این که خدا انسان را به گونهای آفریده است که بزرگترین آیه الهی است- که خیلی دلایل دارد- یکی از دلائلش همین است.